برگردان به زبان ساده
دل به زخم خنجر احسان کس بسمل نشد
صید ما منت کش جانبخشی قاتل نشد
هوش مصنوعی: دل به زخم خنجر احسان، کسی را به کشتن نرساند. شکار ما، نه به خاطر لطف و مرحمت، بلکه به خاطر تیرگی سرنوشت قربانی شد.
عاشقانت را بود با درد پیوند دگر
بعد مردن وای اگر مشت گل ما دل نشد
هوش مصنوعی: عاشقان تو با درد و رنجی جدید پیوند خوردهاند، و بعد از مرگ تو، ای کاش گل ما دل نشود و از بین نرود.
می رسد جان در گداز تن به معراج قبول
استخوانی تا نماند از ماه نو کامل نشد
هوش مصنوعی: جان انسان در حال ذوب شدن و در کمال رنج، به مرتبهای بلند میرسد که دیگر از جسم و استخوان خبری نیست؛ تا آنجا که دیگر هیچ نشانهای از شکل اولیهاش باقی نماند.
زینت تن باعث نقص هنر کی می شود
جوهر آیینه از موج صفا زایل نشد
هوش مصنوعی: زینتهای ظاهری بدن نمیتوانند هنر را ناقص کنند، همچنان که جوهر شفافیت آینه تحت تأثیر امواج از بین نمیرود.
هر قدر تخم هوس کشتیم غم آورد بار
مزرع امید ما صد شکر بی حاصل نشد
هوش مصنوعی: هر چقدر که به دنبال آرزوها و خواستههای خود رفتیم، در نهایت غم و ناامیدی نصیبمان شد و تمام امیدهایمان به نتیجه نرسید.
دست خالی می رود سوی وطن زین خاکدان
هر کرا برگ سفر جویا کف سایل نشد
هوش مصنوعی: به وطن میرود کسی که دستش خالی است، زیرا از این دنیای فانی چیزی با خود نمیبرد. هر کس که شایسته باشد و به دنبال سفر باشد، نباید انتظار داشتن چیزهای دنیوی را داشته باشد.