برگردان به زبان ساده
بی تو اخگر در درونم از جگر پرکاله بود
دل مرا در تشت آتش همچو داغ لاله بود
هوش مصنوعی: بدون تو درون من آتش زبانه میکشد و دل من همچون گلی در آتش سوخته است.
دوش بر دوش اثر تا خلوت دلها شدم
شب که پروازم سپندآسا به بال ناله بود
هوش مصنوعی: دیشب با احساس عمیقی به دلها نزدیک شدم، شبی که پروازم مانند آتش بود و نالهام در فضا پیچید.
تا به گرد خویش می گشتم به جست و جوی یار
از خود آغوشم تهی چون شعلهٔ جواله بود
هوش مصنوعی: در زمانی که به دنبال یارم میگشتم، احساس میکردم که از خودم دور شدهام و انگار که هیچ حمایتی ندارم؛ مثل شعلهای در آتش که تنها و بدون هیچ چیزی در اطرافش میسوزد.
شب چو شمع بزم تا در حلقهٔ مستان شدی
دور صهبا ماه رخسار ترا چون هاله بود
هوش مصنوعی: در شب، مانند شمعی در محفل، وقتی تو در جمع مستان قرار گرفتی، دور شراب، چهرهات مانند هالهای بود که ماه را احاطه کرده است.
در شب هجران او از بسکه عیشم می گزد
بر لبم هر قطرهٔ می سوزش تبخاله بود
هوش مصنوعی: در شب جدایی او، به حدی که از لذتهایم میگزد و آزارم میدهد، هر قطرهی شراب بر لبم به اندازهی کمکم آتشین و سوزان است.
شب که جویا خاطرم افسرده بود از جور یار
تا به مژگان می رسید از دل سرشکم ژاله بود
هوش مصنوعی: در شب هایی که به خاطر غم و دوری یار دلم اندوهگین بود، اشکهای من مانند شبنمی از چشمانم جاری میشد.