برگردان به زبان ساده
به صد محنت دهان ما ز روزی بهرهور گردد
بلی این آسیا پیوسته از خون جگر گردد
هوش مصنوعی: به خاطر سختیهای بسیار، ما از روزی و نعمت برخوردار میشویم. بله، این آسیاب دائماً از رنج و درد دل ما پر میشود.
روم فرسنگها از خود ز بس در بزم حیرانی
تکلم بر زبان شکوه آلودم جگر گردد
هوش مصنوعی: من به دور دستها میروم و از خودم فاصله میگیرم. در میهمانی شگفتیها، آنقدر دستخوش حیرت شدهام که زبانم پر از گلایه و ناله شده و جگرم به درد میآید.
بود پاشیدن از خود در هوایت اوج پروازش
دلم را همچو گل گر لخت لختش بال و پر گردد
هوش مصنوعی: در حالتی که در هوای تو زندگی میکنم، احساس پرواز و آزادی میکنم. دلم مانند گلی است که با احساسات قوی آزاد و رها میشود.
ز فیض ابر دست ساقی امشب چشم آن دارم
که بر سر شعله شمع بزم را گلبرگ تر گردد
هوش مصنوعی: امشب منتظر هستم که بواسطه لطف و محبت ساقی، چشمم به دیدن این زیبایی بیفتد که گلبرگهای تازهای بر بالای شعله شمعی در میهمانی بچسبند و شکوفا شوند.
ز شرح سوز دل گویی رگ برقی است می ترسم
که مکتوبم بلای جان مرغ نامه بر گردد
هوش مصنوعی: از توضیحاتی که دربارهی درد دل میدهی، مانند رگ پر از برق است. میترسم که نوشتهام به بلای جان فرستندهی نامه تبدیل شود.
پی پاس فلک جویا به ضبط گریه مشغولم
مباد از سیل اشکم این کهن دیوار برگردد
هوش مصنوعی: من در پی دلیلی برای این حال و روز خود هستم و در این میان، مشغول تلاش و غمگینی هستم. امیدوارم که اشکهای من باعث از بین رفتن این دیوار قدیمی نشود.