برگردان به زبان ساده
از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
خان و مان بر هم زنی شوخ بلایی برنخاست
هوش مصنوعی: از افرادی مثل تو، که ما را به کفر و بیدینی میکشانند، هیچ داستان یا ماجرای خاصی به وجود نیامده است. تو با شوخی و بازیگوشی، زندگی ما را به هم ریختی و هیچ بلا و آسیبی بر ما نبارید.
بر سر کوی تو چندانی که نالیدم به درد
هیچ از کهسار تمکینت صدایی برنخاست
هوش مصنوعی: در مسیر تو به اندازهای ناله و شکایت کردم که هیچ صدایی از دیوارهای قدرتت برنخاست و این درد و رنج من تاثیری نداشت.
شب که راهش از خیالت بر دم شمشیر بود
پای دل لغزیید و از کس های هایی برنخاست
هوش مصنوعی: در شب که خیال تو مانند شمشیری تیز و خطرناک بود، دل من به آرامی لغزید و از هیچ صدا و تماسی برنخاست.
بر در دلهای مردم حلقهٔ الفت زدم
زان میان هرگز صدای آشنایی برنخاست
هوش مصنوعی: من بر در دلهای مردم دوستی و محبت برقرار کردم، اما هیچگاه صدای آشنایی از میان آنها به گوش نرسید.
بر در دلهای مردم حلقهٔ الفت زدم
زان میان هرگز صدای آشنایی برنخاست
هوش مصنوعی: من به دلهای مردم نزدیکی و دوستی نشان دادم، اما در میان این همه نزدیکی، هیچ صدای آشنا و آشنایی به گوش نرسید.
طینت پروانه و من گویی از یک عالم است
هرگزم در سوختن از لب صدایی برنخاست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من و پروانه از یک ذات و سرشت هستیم. هرگاه پروانه میسوزد، حتی یک صدا از لب من برنمیخیزد.
دوستان داد از سبکرفتاری عهد شباب
شد به نیرنگی کز او آواز پایی برنخاست
هوش مصنوعی: دوستان به خاطر رفتار سبک و بیپروا در جوانی ناله و شکایت دارند، زیرا این رفتار به قدری ناپسند بود که هیچ صدای خوب و مثبتی از آن برنخاست.
گر زسامان بگذری کارت بسامان می شود
تا نشد عریان ز برگ از نی نوایی برنخاست
هوش مصنوعی: اگر از سختیها و مشکلات عبور کنی، اوضاع زندگیات به سامان و ترتیب خواهد رسید. تا زمانی که نتوانی از زخمها و آسیبها رها شوی، هیچ صدای خوشی از تو به گوش نخواهد رسید.
تاکنون جویا پی تاراج دل چون شوخ من
جنگجویی آفتی عاشق جفایی برنخاست
هوش مصنوعی: تا به امروز کسی را ندیدهام که چون من برای دلبری و عشق، جنگجویی کند یا مشکلی به وجود آورد.