برگردان به زبان ساده
باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
اشک، دل را مگر از دیده برون ریخته است
هوش مصنوعی: در جیب و کنارههایم همه جا پر از خون و اشک است، آیا دل من هم از چشمانم ریخته است؟
بلدی در ره رفتن زخودم حاجت نیست
همه جا لخت دل افتاده و خون ریخته است
هوش مصنوعی: تو در مسیر زندگی آنقدر ماهر هستی که نیازی به راهنمایی نداری. هر جا را که نگاه کنی، دلهای شکسته و خونهای ریخته شدهای میبینی.
چرخ هم بی سرو پا گرد ره سودا شد
تا فلک بر سر هم بسکه جنون ریخته است
هوش مصنوعی: چرخش دنیای بی سر و پا، در مسیر عشق و جنون، به قدری زیاد شده است که آسمان هم تحت تاثیر آن قرار گرفته و پر از جنون شده است.
مارهای سیه زلف به خود می پیچد
تا خط پشت لبت رنگ فسون ریخته است
هوش مصنوعی: موهای تیره و مجعد به دور خود میپیچند، زیرا خط پشت لب تو زیبایی و جاذبه خاصی دارد.
خالی از خویش شدم در دم نظارهٔ او
شمع سانم نگه از دیده برون ریخته است
هوش مصنوعی: در لحظهای که او را مینگرم، تمام وجودم را از دست دادهام و همچون شمعی هستم که در اثر تماشای او، اشکهایم از چشمهایم سرازیر شده است.