برگردان به زبان ساده
بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
زاهدان خشک را چشم تری در کار نیست
هوش مصنوعی: در محفل فریب و تظاهر، نشانهای از عشق و روحیه وجود ندارد. کسانی که ظاهری خشک و بیاحساس دارند، نمیتوانند به زیباییها و احساسات عمیق دست یابند.
از گرانجانی است گر زاهد نشد محتاج می
تیغهٔ کهسار را روشنگری در کار نیست
هوش مصنوعی: اگر زاهد به نوشیدن می محتاج نشود، پس درختان کوهستان نیاز به روشنایی ندارند.
هست چون بحر توکل سیرگه درویش را
کشتی اش را بادبان و لنگری در کار نیست
هوش مصنوعی: وجود تو مانند دریایی است که درویش را برای سفرش نیاز به بادبان و لنگر ندارد.
بر سرم منت منه گو سایهٔ بال هما!
عاشق بی پا و سر را افسری در کار نیست
هوش مصنوعی: بر سرم منت نگذار و نگویید که سایهی بال پرندهی عالی مقام بر من افتاده است! زیرا کسی که عاشق است و نه پا دارد و نه سر، نیازی به افسری و سرپرستی ندارد.
خال او در دلبری مستغنی از حسن خط است
در شکست قلب عاشق لشکری در کار نیست
هوش مصنوعی: خال او در زیبایی دلبری به قدری جذاب و خاص است که نیازی به زیبایی نوشتار ندارد، زیرا دل عاشق به راحتی تسخیر میشود و نیازی به تلاش زیادی نیست تا قلب او را بشکنند.
از سبکروحی توان رستن ز ننگ احتیاج
در پریدن رنگ را بال و پری در کار نیست
هوش مصنوعی: از روح سبکی میتوان آزاد شد و از شر خجالت نیاز رهایی یافت، زیرا برای پرواز نیازی به بال و پر نیست.
غنچه ای هم زین چمن جویا نچیند همتم
نیستم بلبل مرا مشت زری در کار نیست
هوش مصنوعی: غنچهای از این گلزار نمیچینم، زیرا ارادهام چنین نمیباشد. بلبل برای من به زیور زر نیاز ندارد و در زندگیام نیازی به این کارها نیست.