برگردان به زبان ساده
رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست
برقع افکندی و فریاد ز دلها برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که تو ظاهر شدی، همه دنیا از شگفتی به تماشا ایستادند. سپس که پردهات را کنار زدی، صداها از دلها بلند شد و همه تحت تأثیر قرار گرفتند.
تخم اشکی که ز درد تو فشاندیم به خاک
نخل آهی شد و از سینهٔ صحرا برخاست
هوش مصنوعی: اشکی که به خاطر درد تو بر زمین ریختیم، همچون تخمی بود که با گذر زمان درختی بلند شده و از دل صحرا سر برآورده است.
جز نکویی طمع از سلسلهٔ نیک مدار
گوهر افشان بود ابری که ز دریا برخاست
هوش مصنوعی: تنها زیبایی و نیکویی است که میتواند از خوب بودن و خوبی جدا نشود. مانند ابری که از دریا برخاسته و مرواریدی را در دل خود حمل میکند.
هر قدم شور قیامت ز پی اش برخیزد
هر که با سلسلهٔ عشق تو از جا برخاست
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق تو حرکت کند، هر قدمی که برمیدارد، طعم و حال و هوای قیامت را خواهد چشید.
کو گذشتی که سحر روی به دنیا نکند
شام آن کس که چو مهر از سر دنیا برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که تو از این دنیا رفتی و به عالم دیگر منتقل شدی، دیگر سحرگاهان چهرهای به دنیا نشان نخواهی داد. آن فردی که مانند خورشید از این دنیا بالا رفته و دیگر بازنخواهد گشت، شب را برای مردم روشن نخواهد کرد.
در خیالت به ره دیده و دل بسکه دوید
نگه از چشم ترم آبله برپا برخاست
هوش مصنوعی: در خیال تو، چشمانم به قدری گشته و دل من به شدت نگران شده که حالا از اشکهایم آبلهای بر پوست من نمایان شده است.
سیر در جنت آزادی اش ارزانی باد
هر که مانند تو جویا ز تمنا برخاست
هوش مصنوعی: آرزو میکنم هر کسی که به دنبال آزادی و خواستههای خود است، مانند تو، در بهشت آن را بیابد.