برگردان به زبان ساده
چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟
خانه بر رهگذر سیل چه بنیاد کنی؟
هوش مصنوعی: چند نفر را میتوانی در دنیا خوشحال کنی؟ مثل این است که بخواهی در جادهای که سیل در حال عبور است، خانهای بسازی.
خانهٔ دل که در او غیر هوا را ره نیست
به هوس همچو حبابش ز چه آباد کنی؟
هوش مصنوعی: دل مانند خانهای است که در آن فقط هوا وارد میشود و هیچ چیز دیگری نمیتواند به آن نفوذ کند. پس چرا با خواهشهای بیمورد و سطحی، مانند حباب که هیچ ثباتی ندارد، آن را خراب کنیم و به آن آسیب برسانیم؟
پیچ و تاب الم عشق بود جوهر او
گر دلت را همه چون بیضهٔ فولاد کنی
هوش مصنوعی: عشق مانند پیچ و تاب الماس است؛ اگر دل تو را مانند فولاد سخت کنی، میتوانی زیبایی و ارزش آن را درک کنی.
حلقهٔ دام تفکر شود از قامت او
قاف تا قاف جهان صید پریزاد کنی
هوش مصنوعی: با خیال و تفکر در مورد او، مانند حلقهای که تمام جهان را در برمیگیرد، میتوانی هر چیزی را که آرزو داری به دست بیاوری.
حال دل بسکه خراب است ز تعمیر گذشت
به دو پیمانه اش از نو مگر آباد کنی
هوش مصنوعی: حال دل به قدری خراب است که از ترمیم فراتر رفته است؛ فقط با دو جرعهی دیگر شاید بتوانی دوباره آن را آباد کنی.
دل بی عشق گرفتار هوس شد جویا
کاش در بند غمش آری و آزاد کنی
هوش مصنوعی: دل بدون عشق به خواستهها و آرزوهای بیپایه دچار شده است. ای کاش تو که همواره در فکر او هستی، بتوانی درد و غم او را از وجودش بزدایی و او را از این بند آزاد کنی.