برگردان به زبان ساده
ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفته
بود چو مطلع برجسته در زمین شکفته
هوش مصنوعی: تو را دو ابروی پیوسته، چون گلهایی روییده بر پیشانیات بود، که همچون ستارهای در آسمان، در زمین میدرخشد.
مجو کدورت اطن زهم نشین شکفته
که هست آینهٔ روی دل جبین شکفته
هوش مصنوعی: اگر در جمعی هستی که دلهایشان پر از کینه و کدورت است، به دنبال زیبایی و روشنی نگرد. زیرا دلهایی که با هم کینه دارند، مانند آینهای میمانند که فقط زشتیها را نشان میدهند و توانایی نمایش زیباییها را ندارند.
مرا به پهلوی پر داغ تیر سینه شکافش
بود چو مصرع برجسته در زمین شکفته
هوش مصنوعی: منجر به زخمی عمیق در سینهام شده، مانند یک خط برجسته که در زمین شکافیده است.
مدام ساده ز چین جبهه اش چو آینه باشد
اسیر مشرب آن شوخ نازنین شکفته
هوش مصنوعی: همیشه خطهای چهرهاش مانند آینه به سادگی نمایان است و در دام نوشیدنی آن معشوق زیبا و نازکدل، سرکش افتاده است.
عتاب و لطف نکویان بهم چو شکر و شیر است
هلاک عالم ترکان خشمگین شکفته
هوش مصنوعی: رفتار و محبت نیکوکاران مانند شکر و شیر است، اما خشم و غضب بیدلیل، میتواند موجب نابودی و آسیب به جهان شود.
درون سینهٔ من جوش می زند گل داغش
خدا نصیب کند یار دلنشین شکفته
هوش مصنوعی: در دل من بذر عشق میروید و آرزو دارم که خداوند یار زیبایم را به من عطا کند.
به باغ سینهٔ جویا که رشک خلد برین است
ز داغ سرزده گلهای آتشین شکفته
هوش مصنوعی: به باغ دل پرشور و شوقی که بهشت را به حسادت وامیدارد، گلهای روشن و سرخ آتشین از درد و عشق شکفتهاند.