شمارهٔ ۴۹
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۹
دیدهای کو که بود لایق رویت دیدن
یا دلی در خور مهر رخ تو ورزیدن
رهنوردان غمش را نبود چاره بجز
خون دل خوردن و در راه طلب گردیدن
دیدهای در خور دیدار تو خواهم ور نه
با چنین دیده جمال تو نخواهم دیدن
هر که چون گل نزند جامه مستوری چاک
گلی از گلبن عشرت نتواند چیدن
دولت زندهدلان باشد اگر دست دهد
سر فدا کردن و خاک قدمت بوسیدن
سر به شمشیر بلا دادم و دل خوش کردم
که برآسودم از اندیشه سربازیدن
لاف عشق ار زنی ای دل ز بد و نیک مرنج
صفت عاشق صادق نبود رنجیدن
تا ز صدر حرم آواز درآید که برای
من و رخسار طلب بر در او مالیدن
چشم اگر بازنپوشم ز خطا درپوشم
دارم از لطف شما چشم خطا پوشیدن
طمع از خویش بریدم کرمش گفت (جنید)
گنه از بنده و از رحمت ما پوشیدن
شمارهٔ ۴۸: شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
شمارهٔ ۵۰: در پی وصل تو ای دوست به جان میگردم
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.