شمارهٔ ۴۸
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۸
شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
عافیت جویم و در کنج سرا بنشینم
کوسک خویشتنم خوان که به زانوی ادب
روز و شب بر در خدمت به وفا بنشینم
منعمی را چه زیان دارد گهگاهی
بر در او من مسکین و گدا بنشینم
دوست بخشنده و من مفلسم آری چه عجب
که در این باب به امید عطا بنشینم
تا که ای باد بهشتی به هوای تو مقیم
در فرو بندم و در چاه بلا بنشینم
پای عهدی نه که در راه طلب برخیزم
دستگاهی نه که در کنج دعا بنشینم
گر قضا مینهدم بند توقف بر پای
چه کنم در پس زانوی ادب بنشینم
شمعوار از هوست رشته جان میسوزم
بو که در بزم تو یک شب به وفا بنشینم
چون (جنید) ار شوم از صحبت اغیار جدا
با تو ای یار به یاری خدا بنشینم
شمارهٔ ۴۷: ما اگر زاهد و اگر رندیم
شمارهٔ ۴۹: دیدهای کو که بود لایق رویت دیدن
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.