شمارهٔ ۴۷
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۷
ما اگر زاهد و اگر رندیم
شاکر نعمت خداوندیم
لاف شوقی که در ازل دادیم
بر همان عهد و قول و سوگندیم
گر چه دور اوفتادهایم از راه
به وصال تو آرزومندیم
خانه عاشقی و رندی را
دگر از نو اساس افکندیم
شیشه نام و ننگ بشکستیم
خرقه رزق و شید افکندیم
راستی خوشتر است در همه حال
چند بر خود دروغ بربندیم
تا کی این گفت و گوی بیحاصل
ریسمان درهم از چه پیوندیم
ما که بر قول خود عمل نکنیم
چه سزای نصیحت و پندیم
حال ما بر مثال آن شمع است
که در اثنای گریه میخندیم
محتسب گو برو که بار دگر
لاف بیمعنی از تو نپسندیم
چون (جنید) از خدای خود خشنود
به قضای زمانه خرسندیم
شمارهٔ ۴۶: آمد اینک رمضان از پی بیقیدان باش
شمارهٔ ۴۸: شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.