شمارهٔ ۴۴
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۴
ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
که برافکنده عروس چمن از چهره نقاب
دم به دم پیک نفس میرسد از عالم جان
که غنیمت شمر ایام گل و عهد شباب
خیز با سروقدی بر لب آبی بنشین
که دوان میگذرد عمر گرامی چون آب
درده آن جام غم انجام که در ده کس نیست
چون در این منزل ویران همه مستیم و خراب
اگرم کاسه سر باد برد چون نرگس
یک دم از کف نگذارم قدح باده ناب
درس دوری که مرا بود به هر شام و سحر
درس عشق است کنون ای پسر دور شراب
بانگ قامت نکند سود کسی را که مدام
کار با قامت شاهد بود و بانگ رباب
ای (جنید) آن همه تحصیل تو بیحاصل بود
چه کنم نیست مرا فایدهای سبق کتاب
شمارهٔ ۴۳: عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
شمارهٔ ۴۵: من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.