برگردان به زبان ساده
دلا بیدار شو از خواب پندار
که شمشیر اجل را نیست زنهار
هوش مصنوعی: ای دل، از خواب غفلت بیدار شو، چون که مرگ به هیچکس رحم نمیکند و ما هیچگونه ضمانتی در برابر آن نداریم.
امل بگذار، کارد خواب مستی
غنیمت دان درین یک دم که هستی
هوش مصنوعی: در این لحظه که زندگی برای تو فراهم است، با امید و آرزو پیش برو و از فرصتهای پیشآمده به بهترین نحو بهرهبرداری کن. به یاد داشته باش که هر لحظهای میتواند برای یادگیری و لذت بردن از زندگی ارزشمند باشد.
امل را نیست کاری غیر ازین هیچ
که در کار افکند هر لحظه صد پیچ
هوش مصنوعی: امید را کار دیگری نیست جز این که هر لحظه در مشکلات و چالشها غوطهور باشد و در پیچیدگیها گرفتار شود.
مناز از دولت و فر همایون
که دیو دهر دارد طبع وارون
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که در دنیا برای هیچکس بهدلیل مقام و ثروتش در امان نیست، چون سرنوشت و ناملایمات میتوانند به شکل ناگهانی بر زندگی او تاثیر بگذارند.
کمینه خوی او این است مستیز
که ننشسته ز پا گوید که برخیز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر کسی که به خود مغرور باشد و از جایگاه خود پایین نیافتاده باشد، نمیتواند به دیگران دستور دهد یا از آنها بخواهد که کاری انجام دهند. به عبارتی، کسی که خود به پا ایستاده و از موقعیتش پایین نمیآید، حق ندارد از دیگران انتظار داشته باشد که برخیزند و تحرک داشته باشند.
مشو نادان درین ره زانکه عاقل
نشد هرگز چو جاهل از پی دل
هوش مصنوعی: در این مسیر نادانی مکن، چرا که هرگز عاقل به دنبال دل نرفته است؛ همانطور که جاهل نیز از این کار برنمیآید.
از آن کار جهان هرگز نشد راست
که از یک نقطه شد وان هم نه پیداست
هوش مصنوعی: هیچ کاری در این دنیا به درستی انجام نشده است، زیرا حتی اگر از یک نقطه شروع شود، نتیجهاش هم مشخص نیست.
به این نقطه دلم کاری ندارد
چرا کین نقطه، پرگاری ندارد
هوش مصنوعی: دلم به این نقطه توجهی ندارد، زیرا این مکان احساس خاصی را در من برانگیخته نکرده است.
مشو غافل ازین دوران زمانی
که بر یک نقطه می گردد جهانی
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که در این زمانه، جهانی که در آن زندگی میکنیم، به دور یک نقطه در حال چرخش است و هیچ چیز نمیتواند پایدار بماند.
مدان دور زمان جز نقطه حال
کزو شد هفته و روز و مه و سال
هوش مصنوعی: به جز لحظه حال، زمان چیزی جز یک نقطه نیست؛ چرا که تمامی هفتهها، روزها، ماهها و سالها از همین لحظه جاری نشأت میگیرند.
منه دل خوش بدین دوران که دوران
نه سر پیداست او را و نه پایان
هوش مصنوعی: به دل خود امیدوار نباش که این دنیا نه آغاز مشخصی دارد و نه انتهای واضحی.
نبرد از گردشش کس ره به جایی
که او را نه سری آمد نه پایی
هوش مصنوعی: نبرد به گونهای است که هیچکس نمیتواند به جایی برسد؛ جایی که نه سرش پیدا است و نه پایش.
به دولت دل مگردان شاد ازین بیش
که باشد از پی یک نوش صد نیش
هوش مصنوعی: به خوشبختیهای موقتی دل خوش نکن، زیرا هر لذتی ممکن است پیامدهای ناخوشایند و دردناک زیادی به همراه داشته باشد.
مخند از خنده دوران و بگذر
که در هر خنده صد گریه است مضمر
هوش مصنوعی: لبخند نزن و از دوران بگذرم، چرا که هر خندهای در خود صدای گریهای نهفته است.
نزد از کام دل، کس خنده ای رست
که بازش دل نگشت از گریه ها سست
هوش مصنوعی: هیچکس در نزدیکی خواستههای قلبیاش نمیخندد، چرا که دل او هنوز از غم و درد خالی نشده است.
کسی کامی نبرد از چرخ افلاک
که از ناکامیش ننشست بر خاک
هوش مصنوعی: هیچکس از چرخ سرنوشت موفق نمیشود، مگر اینکه از ناامیدی و شکست خود درس بگیرد و بر خاک نشیند.
مدار از گردش گردون، طمع کام
که می باید شدن زو کام و ناکام
هوش مصنوعی: سرنوشت انسان تحت تأثیر چرخش زمان و روزگار قرار دارد و امید به رسیدن به خواستهها و آرزوها، میتواند نتیجه خوشی یا ناخوشی به همراه داشته باشد.
مشو مغرور اگر کامت دهد دور
که در هر کام او پنهانست صد جور
هوش مصنوعی: فریب نخور اگر زندگی برایت خوش و راحت به نظر میرسد، چرا که در هر لذت و خوشی ممکن است دشواریها و مشکلاتی نهفته باشد.
چو خسرو را ز دولت کار شد راست
ز مغروری فتاد اندر کم و کاست
هوش مصنوعی: چون دولت و قدرت خسرو به سوی خوبی پیش رفت، او از حالت مغرورانهاش به واقعیتها و مشکلات زندگی پی برد و دچار کمبودها و مشکلات شد.