برگردان به زبان ساده
دی جعد عنبر افشان برماه بسته بودی
خورشید چاشتگه را رونق شکسته بودی
هوش مصنوعی: دیروز، موهای خوشبو و خوشرنگی که به مانند عنبر میچرخیدند، چهرهی زیبای ماه را پوشانده بودند و با این حال، در آن زمان، خورشید در میانهی روز کمنور و کمرنگ شده بود.
خوش آنکه با خیالت شب چشم بسته بودم
چون چشم باز کردم پیشم نشسته بودی
هوش مصنوعی: چه زیباست که با یاد تو در شب، با چشمان بسته گذراندم و وقتی چشمانم را باز کردم، تو پیشم نشسته بودی.
حاسد ز بخت وارون گرچه نشست در خون
چون اختر سعادت بر من خجسته بودی
هوش مصنوعی: حسود هرچقدر هم که بدبخت و ناامید باشد و همچون ستارهای شوم در غم و اندوه غوطهور باشد، باز هم بر من خوشبختی و سعادت میتابد.
نگسستم از تو هرگز امید گرچه عمری
پیوند آشنایی از من گسسته بودی
هوش مصنوعی: هرگز از تو ناامید نشدم، با اینکه سالها رابطهی ما قطع شده بود.
جانم به غمزه خستی لیکن ز لطف پرسش
راحت رسان چو مرهم بر جان خسته بودی
هوش مصنوعی: جانم به خاطر غمزهات دلتنگ است، اما ز لطف تو اگر پرسشهایی را مطرح کنی، میتوانی تسکینی برای دل خستهام باشی، مانند مرهمی بر زخمهای جان.
گیسو کشان رسیدی چون مشکبو غزالی
کز دست صید پیشه با دام جسته بودی
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و دلربایی مانند گلی خوشبو به ما نزدیک شدی، مانند غزالی که از دست شکارچی فرار کرده و به دام نرفته است.
جامی کنون که رستی از خود به عشق و مستی
می خواه عذر عمری کز خود نرسته بودی
هوش مصنوعی: اکنون که از خود رها شدهای به واسطه عشق و حالت شادی، از خودت بخواه که برای تمام عمرت که نتوانسته بودی از خود بگذری، عذر بخواهی.