برگردان به زبان ساده
روشن شبی که شمع شبستان من شوی
ظلمت زدای کلبه احزان من شوی
هوش مصنوعی: در شب روشن، وقتی که تو شمع زندگیام شوی، تیرگیها و غمهای کلبهام را از بین خواهی برد.
جان ریختم به پای تو از چاک سینه کاش
پا در حریم سینه نهی جان من شوی
هوش مصنوعی: جانم را فدای تو کردهام و از دل شکستهام میخواهم که قدم در دل من بگذاری و جانم را به خودت بدهی.
پاکان نیند درخور تو سینه ها کباب
من چون پزم خیال که مهمان من شوی
هوش مصنوعی: پاکان و نیکان به تو فکر نمیکنند، زیرا دلهایشان به خاطر من و دردهای من به آتش کشیده شده است. من همچون یک بنده در انتظار هستم که تو مهمان من شوی.
با باد همنفس نکنم سویت آه را
ترسم چو زلف خویش پریشان من شوی
هوش مصنوعی: من با باد همصدا نمیشوم و آه نمیکشم، زیرا میترسم که مانند موهایم بینظم و پریشان بشوی.
حیرانیم خموش کند ورنه پیش تو
چندان کشم نفیر که حیران من شوی
هوش مصنوعی: ما در درماندگی مانده ایم، اگر تو silent کنی، وگرنه من چنان فریاد خواهم زد که تو هم شگفت زده خواهی شد.
چون طوطیان به شکر تو شکر شکن شوم
گر زان دهان و لب شکرستان من شوی
هوش مصنوعی: وقتی که تو مانند طوطیها برای من شیرینزبان شوی، من هم با همه وجودم در انتظار تو شکرگزار و شکرشکن میشوم، اگر که تو از آن لبها و دهان شیرینات مرا خوشحال کنی.
جامی نیم به ملک سخن خسروم خوش آن
کز خط خوب خواجه دیوان من شوی
هوش مصنوعی: نصف جام سخن را به عنوان هدیهای از سوی پادشاه به من بدهید، تا من هم از خط زیبای استاد، دیوان شعرم را زینت ببخشم.