برگردان به زبان ساده
چون هوای باغ با این شکل موزون کردهای
از لب خندان درون غنچه را خون کردهای
هوش مصنوعی: به خاطر هوای زیبای باغ و هماهنگی آن، تو لبهای خندان غنچه را پر از زندگی کردهای.
بر لب جو نیست این گل بل کز اندام چو گل
پیرهن را بر کنار جوی بیرون کردهای
هوش مصنوعی: این گل بر لب جوی نیست، بلکه تو به قدری زیبا و دلربا هستی که انگار لباسی زیبا از گل بر تن داری و آن را در کنار جوی آب به نمایش گذاشتهای.
نیست هم در آب عکس گل که بهر شست و شوی
جا درون آب با اندام گلگون کردهای
هوش مصنوعی: هیچ عکسی از گل در آب وجود ندارد که به خاطر شست و شو، جا در آب گلگون شده باشد.
بود پابرجا به سان کوه صبرم لیک تو
کوه را از پایمال هجر هامون کردهای
هوش مصنوعی: صبرم مانند کوه است و پابرجا مانده، اما تو با درد جداییات، آن کوه را هم زیر پا گذاشتهای.
هرچه خوبان را بود یکسر تو تنها داری آن
وز همه بر سر معنبر کاکل افزون کردهای
هوش مصنوعی: تمام خوبیها و زیباییهایی که در دنیا وجود دارد، تنها در وجود تو جمع شده است. تو از همه کسانی که زیبایی و魅ّتی دارند، بیشتر و برتر هستی.
دل ز دور خط تو بیرون نمییارد شدن
میندانم زیر لب بازش چه افسون کردهای
هوش مصنوعی: دل از دوری خط تو نمیتواند جدا شود، نمیدانم زیر لب چه جادویی برایش گفتهای.
میدمد بوی جنون عشق جامی زین غزل
گویی استمداد فیض از روح مجنون کردهای
هوش مصنوعی: عطر عشق دیوانگی در فضا میپیچد و از این غزل، یاری خواستهای، همانطور که روح مجنون از فیض عشق الهام میگیرد.