برگردان به زبان ساده
خورشید و ماه را چه برابر کنم به تو
بنشین دمی که دیده منور کنم به تو
هوش مصنوعی: خورشید و ماه را نمیتوانم با تو مقایسه کنم، فقط کافی است یک لحظه در کنارت باشم تا چشمانم روشن شوند.
مشکین شمامه ایست زنخدان تو ز خط
پیش آی تا مشام معطر کنم به تو
هوش مصنوعی: عطر خوشایند تو مانند گلی زیباست که با بوی شیرینش همه جا را معطر میکند. بیایید به نزدیکی هم بیاییم تا من بتوانم از این عطر لذت ببرم و آن را به دیگران معرفی کنم.
بنگر میان خویش چه حاجت که من به موی
تشبیه ضعف این تن لاغر کنم به تو
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن، نیازی نیست که من ضعف و ناتوانی این بدن لاغر را با موهایت مقایسه کنم.
با هیچ آفریده تو را نیست نسبتی
ترسم کزین عقیده دیگر کنم به تو
هوش مصنوعی: من هیچ نسبتی با هیچ موجودی ندارم و میترsem که این اعتقاد من باعث شود دیدگاهم نسبت به تو تغییر کند.
رویت بهشت و لعل تو کوثر بود چرا
ذکر بهشت و چشمه کوثر کنم به تو
هوش مصنوعی: چهره تو به اندازه بهشت زیباست و لبهای تو مانند لعل و گرانبها هستند، پس چرا باید درباره بهشت و چشمه کوثر صحبت کنم در حالی که تو خود این زیباییها را به همراه داری؟
چون می روی ز دیده به صورت مجال ده
کآیینه خیال مصور کنم به تو
هوش مصنوعی: زمانی که از جلوی چشمانم میروی، فرصتی به من بده که تصویر تو را در خیالم بکشیم.
تقریب ذکر جامی و تحریر حال اوست
چون وصف عاشقان سخنور کنم به تو
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که ذکر و یادآوری جامی و بیان حال او همانند توصیف عشقورزان و سخنرانان برای تو خواهم کرد.