برگردان به زبان ساده
مگو چو لب بگشایی که خنده برشکر است این
نه خنده قفل گشادن ز حقه گهر است این
هوش مصنوعی: نخواه از دهان خود بگویی که خندهات شبیه شکر است، زیرا این خنده نتیجهی باز کردن دلی از قفلهای راز است.
مده فریب که رست از رخم به باغ تو گلها
به خار هر مژه ام بسته پاره جگر است این
هوش مصنوعی: نزن فریب که از چهرهام به باغ تو گلها میریزند، هر اشک من مثل خار است و درد دل و پارهای از جانم را نشان میدهد.
تنم چو موی شد و موی حلقه کاش درآری
مرا به گرد میانت که حلقه کمر است این
هوش مصنوعی: بدن من به اندازهای ضعیف و نازک شده که مانند موی نازکی به نظر میرسم. ای کاش تو مرا در آغوش بگیری، چون گردنبند یا حلقهای دور کمرت، که به زیبایی و نزدیکی ما اشاره دارد.
خوش آنکه چون ز سرم دردمند شد کف پایت
زدی به پای سرم را که روچه درد سر است این
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که وقتی من درد میکشیدم، با پاهایش بر سرم کوبید تا مرا از این درد رهایی بخشد، زیرا درد من به نوعی به درد سر من مربوط میشود.
چو در هوای تو رقصم هزار نشتر محنت
به زیر پای بکوبم که سبزه های تر است این
هوش مصنوعی: وقتی در خیال تو میرقصم، هزار درد و رنج را زیر پا میکوبم، زیرا اینجا سبزههای تازهای وجود دارد.
مرا نماند دگر تاب آنکه هرکه ببینم
به رهگذار تو گویند عاشق دگر است این
هوش مصنوعی: دیگر برای من طاقت دیدن افرادی که در راه تو هستند و به عشق دیگران اشاره میکنند، باقی نمانده است.
زنم نفیر چو آیی ز در برون و نگویی
نفیر جامی درمانده یا صریر دراست این
هوش مصنوعی: وقتی تو از در بیرون میآیی، صدای نالهام به گوش میرسد و نمیگویی که آیا این صدا بیانگر ناتوانی من است یا نشانهای از فراخدستی در زندگیام است.