برگردان به زبان ساده
درین راهم گشادی نیست چندان
که منزل دور و زادی نیست چندان
هوش مصنوعی: در این مسیر، جا و فرصتی برای پیشرفت و استراحت وجود ندارد، به اندازهای که به مقصد دوری برسیم، هیچ زاد و توشهای برای ما فراهم نیست.
ز هر سو رهزنانند ایستاده
مجال ایستادی نیست چندان
هوش مصنوعی: در هر طرف خطراتی وجود دارد و برای ایستادن و توقف کردن فرصتی نیست.
شب اندوه هجران دیدگان را
امید بامدادی نیست چندان
هوش مصنوعی: در شب غم جدایی، چشمانم به صبح امیدی ندارند.
بکن با نامردان هرچه خواهی
که اینان را مرادی نیست چندان
هوش مصنوعی: هر کاری که بخواهی با افراد ناپسند انجام بده، چرا که آنها هدف و ارادهای ندارند که بر تو تأثیر بگذارد.
به تیغ افتراق از جان بریدیم
چو با مات اتحادی نیست چندان
هوش مصنوعی: ما از عشق و ارتباطی که داشتیم، به شدت جدا شدیم، زیرا در این وضعیت ناهمخوانی و تنهایی چیز زیادی برای ما باقی نمانده است.
به زهد خویش مغرور است زاهد
به عشقش اعتقادی نیست چندان
هوش مصنوعی: زاهد به خاطر زهد و تقوای خود دچار غرور شده و به عشق و محبت حقیقی اعتقادی ندارد.
صلاح کار جز معشوق و می نیست
درین دعوی فسادی نیست هجران
هوش مصنوعی: تنها راه درست در این موضوع، عشق و شراب است و در این جدل هیچ فساد و خرابی ناشی از جدایی وجود ندارد.
به تیغ عشق جامی کشته شو زود
که بر عمر اعتقادی نیست چندان
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، به سرعت به سراغ آن چیزی برو که دلخواهت است، زیرا عمر به اعتقادهای ثابت و ماندگار چندان نیست.