برگردان به زبان ساده
چون خرامان قدت ای سرو دلارا بنگرم
صد سرت بینم به راه افتاده هر جا بنگرم
هوش مصنوعی: وقتی که با زیبایی و ناز خود قدم میزنی، هر جا که نگاه میکنم، تصورات و خیالهای زیبا از تو در ذهنم میآید.
سوختم از شوق سرچند از حیا پیش افکنی
سربه بالا کن که سیر آن روی زیبا بنگرم
هوش مصنوعی: از عشق میسوزم و حیا مرا وادار میکند که سرم را پایین نگهدارم. اما اکنون بلند کن سر را که بخواهم به آن چهره زیبا نگاه کنم.
تا نه صد تن صف کشند از عاشقان مگشا نقاب
من کیم تا روی تو خواهم که تنها بنگرم
هوش مصنوعی: تا زمانی که صد عاشق صف نزنند، نقاب خود را برمیدارم تا فقط به چهره تو نگاه کنم.
رفتی و گفتی که فردا دیدنم معلوم نیست
وانگر بهر خدا تا بخش فردا بنگرم
هوش مصنوعی: تو رفتی و گفتی که ممکن است فردا دیگر نتوانم تو را ببینم. اما اگر به خاطر خدا باشد، امیدوارم که بتوانم فردا تو را ملاقات کنم.
چون تو پیش آیی شوم حیران میان مرگ و زیست
کت بدین شکل کشنده ننگرم یا بنگرم
هوش مصنوعی: وقتی تو نزد من میآیی، در وضعیت عجیبی قرار میگیرم؛ بین مردن و زندگی کردن سردرگم میشوم. آیا به این شکل خاصی که خطرناک است نگاه کنم یا نکنم؟
از هجوم ساجدان هرگز نشد فرصت مرا
تا به خاک ره نشانی زان کف پا بنگرم
هوش مصنوعی: به خاطر هجوم ساجدان، هیچگاه فرصتی نیافتم که بتوانم نشانههای خاک را از کف پا ببینم.
چون دل جامی نبینم هیچ دل شیدای تو
گرچه حال یک به یک دلهای شیدا بنگرم
هوش مصنوعی: وقتی که دل عشق تو را نمیبینم، هیچ دل عاشق دیگری را نمیپسندم، حتی اگر به حال و وضعیت تکتک دلهای عاشق نگاه کنم.