برگردان به زبان ساده
ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم
به پیشت از خوی خجلت جبین همی شویم
هوش مصنوعی: از سجدهای که بر روی تو نیست، سرم را به حضور تو میآورم و از خجالت، پیشانیام پایین میآید.
چنان ز مهر تو پر شد دلم که می تابد
هلال نور زهر استخوان پهلویم
هوش مصنوعی: دل من به اندازهای از عشق تو پر شده است که مانند ماه درخشان، نورش از استخوانهای پهلویم میتابد.
ز میل ابروی تو دست داشتم چه کنم
نمی رسد به کمان تو زور بازویم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت ابروهایت چقدر تلاش کردم، اما هیچگاه به قدرت و ظرافت کمانت نمیرسم و از قدرت بدنیام کاری برنمیآید.
شبی که بی تو به زانو نهاده روگریم
به یک دو دم گذرد سیل خون ز زانویم
هوش مصنوعی: شبی که بدون تو در حال زانو زدن بودم، چنان غمگین و دردمند بودم که بارش اشکهایم مثل سیل از زانویم جاری میشد.
برآستان تو می ایستم به قصد نماز
سجود خاک درت را بهانه می جویم
هوش مصنوعی: در آستان تو میایستم تا به نماز بپردازم و بهانهام، سجده کردن بر خاک درگاهت است.
به سان نقطه منم درمیانه بی سر و پای
گرفته دایره عشق تو ز هر سویم
هوش مصنوعی: من مانند نقطهای هستم که در وسط دایرهای قرار دارد و عشق تو این دایره را به طور کامل احاطه کرده است. من در این حالت، بدون هیچ سر و پای مشخصی هستم.
ز جام عشق غزالی چو جامیم شده مست
نه بر عبث غزل عاشقانه می گویم
هوش مصنوعی: از شراب عشق همچون غزالی سرشار از نشئه شدهام و بیدلیل در حال سرودن غزلات عاشقانه هستم.