برگردان به زبان ساده
نیست جز رخ به کف پای تو سودن هوسم
دارم امید که مبذول بود ملتمسم
هوش مصنوعی: جز چهره تو، هیچ آرزویی ندارم. امیدوارم که محبتت شامل حال من شود.
من که باشم که کنم همنفسی با چو تویی
اینقدر بس که به یاد تو برآید نفسم
هوش مصنوعی: چه کسی هستم که بخواهم با کسی چون تو نزدیکی کنم؟ همین که یاد تو به ذهنم میرسد، برایم کافی است که نفس بکشم.
میروم گاه به پا گاه به سر در ره عشق
دل ازین وسوسه فارغ که رسم یا نرسم
هوش مصنوعی: به سفر میروم گهی با پا و گهی با سر در مسیر عشق، بیآنکه دل را به وسوسهها مشغول کنم، که آیا به مقصد خواهم رسید یا نه.
ماندم از قافله کعبه روان باز ولی
وقت خوش میکند از دور صدای جرسم
هوش مصنوعی: من از کاروانِ کعبه جا ماندهام، اما صدای خوش گیتار از دور نویدبخش لحظههای خوب است.
جز مرا دولت رهبوسی این قافله نیست
هیچ غم نیست گر از کعبه روان بازپسم
هوش مصنوعی: جز من کسی در این کاروان بوسهگرفته نمیشود، پس هیچ نگرانی نیست حتی اگر از کعبه بازگشتم.
به طفیل سگ کویت شدهام کس ورنی
از کسی دورم از آنجاست که من هیچ کسم
هوش مصنوعی: به خاطر دوستی و محبت با تو، مثل سگی در کوی تو هستم. این نشان میدهد که از هیچ کس دیگر فاصله گرفتهام و به همین دلیل، تنها و بیکس شدهام.
چند پرسی که درین باغچه جامی تو کهای
تو گل و سروی و در پای تو من خار و خسم
هوش مصنوعی: چند بار باید از تو بپرسم که در این باغ چه کسی هستی؟ تو گل و سرو هستی و من در پای تو فقط خار و دشمن.