برگردان به زبان ساده
به چشم تو زینسان که صیدی حقیرم
کی از غمزه سازی مشرف به تیرم
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای چشم تو، از خودم غافل شدهام و در مقابل زیباییهایت، احساس کوچکترین و حقیرترین موجود را دارم. حس میکنم که همواره در معرض تیر زهرآگین اندامت هستم و غمزههایت قدرتی فراتر از من دارند.
چو بر من کشی تیر ترسم که تیرت
به من نارسیده ز شادی بمیرم
هوش مصنوعی: زمانی که تو عشق و محبت را به من ابراز کنی، از این ترس دارم که چنانچه عشق تو به من نرسد، از شادی و امید به زندگی خواهم مرد.
برآورده دست نیازم که شاید
بدین دست دامان وصل تو گیرم
هوش مصنوعی: دست نیازم را به سوی تو بلند کردهام، شاید با این دست بتوانم به آغوش وصالت دست یابم.
به مهر تو جنبم به گرد تو گردم
درین شیوه این کهنه چرخ است پیرم
هوش مصنوعی: به خاطر محبت تو حرکت میکنم و دور تو میچرخم. این حالتی که دارم، نتیجه این زندگی قدیمی و پرشکوه است که به من تحمیل شده است.
پی مرغ وصل تو باشد صفیری
چو شبهای هجران برآید نفیرم
هوش مصنوعی: به خاطر وصال تو، مانند پرندهای صدا سر میزنم و هر شب که دوریات را حس میکنم، فریاد زدنم بلند میشود.
به چشم ترحم به من بین نه آخر
به شهرت غریبم مدامت اسیرم
هوش مصنوعی: به من با چشم ترحم نگاه کن؛ من آخر به خاطر شهرت تو غریب و تنها هستم و در این وضعیت به مدت طولانی اسیر خواهم بود.
چه حاجت به مطرب چو خوش ساخت جامی
نی کلک تو از نوای صریرم
هوش مصنوعی: نیازی به نوازنده نیست وقتی که جام خوشی ساخته شده است؛ زیرا قلم تو به اندازه صدای سازم زیباست.