برگردان به زبان ساده
ساقیا عهد گل از ابر بهاران تازه شد
باغ و راغ از سبزه و سبزه ز باران تازه شد
هوش مصنوعی: ای ساقی، عهد و پیمان گلها با باران بهار تجدید شد و باغ و زمین پر از سبزه و شادابی گشته است.
لاله آمد در چمن چون ساغر و نرگس به باغ
سوی ساغر آرزوی میگساران تازه شد
هوش مصنوعی: لاله در چمن مانند جامی زیبا رشد کرده و نرگس در باغ به سمت جام مینوشان کشیده شده است. آرزوی میگساران (شرابنوشان) دوباره تازه و زنده شده است.
می پرستان ز آتش گل بزم می افروختند
داغهای حسرت پرهیزگاران تازه شد
هوش مصنوعی: عشاق با شوق و محبت، آتش و زیبایی جشن می را روشن میکردند و در دل کسانی که خود را از لذتها دور نگه داشته بودند، حسرت و yearning جدیدی ایجاد میشد.
عندلیبان در هوای گل نوا برداشتند
عشقبازان را هوای گلعذاران تازه شد
هوش مصنوعی: پرندگان مشغول آواز خواندن در میان گلها شدهاند و این باعث شده تا عاشقان نیز در دل خود احساس تازگی و شوق برای باغهای گل پیدا کنند.
سبزه سر برزد ز خاک و مهر خط گلرخان
همچو سبزه در درون خاکساران تازه شد
هوش مصنوعی: سبزه از دل خاک بیرون آمده و گلهای زیبا نیز مانند سبزه در دل خاک مردگان جان تازهای یافتهاند.
لاله شمع افروخت نرگس جام می برکف نهاد
در صبوحی رغبت شب زنده داران تازه شد
هوش مصنوعی: لاله شمعی روشن کرده و نرگس جام شراب را در دست دارد. در این میانه، اشتیاق شب زندهدارها تازه میشود.
جامی از نو یک گل آورد از بهار طبع خویش
ذوق گفت و گوی آن گل بر هزاران تازه شد
هوش مصنوعی: یک گل جدید به من تقدیم کرد که از لطافت و خلاقیت خود برمیخیزد، و لطافت گفتوگوی آن گل، بر هزاران گل تازه اثر گذاشت.