برگردان به زبان ساده
سرکویت ز شور بیخودان میخانه را ماند
خروش بی قراران نعره مستانه را ماند
هوش مصنوعی: در سر کویت، شور و هیجان افرادی که بیقرارند، همچون صدای بلند و ناآرامی مستها در میخانه جا دارد.
تو شمع مجلس انسی که چون روح القدس مرغی
ز هر سو گرد تو گردان شده پروانه را ماند
هوش مصنوعی: تو نور و روشنی مجلس عشق هستی، مانند روحالقدس که پرندهای از هر سو دور تو در حال چرخش است و پروانه به دور تو میچرخد.
نه ز آزار رقیبت آشنا ایمن نه بیگانه
عجب خاصیتی دارد سگ دیوانه را ماند
هوش مصنوعی: آدم هیچگاه از آزار رقیبش در امان نیست، حتی اگر او را نشناسد. این مسأله مانند خاصیتی است که یک سگ دیوانه دارد؛ یعنی، هیچکس نمیتواند از رفتار غیرقابل پیشبینی و خطرناک او در امان باشد.
قدت نخلیست زو آویخته همچون رطب دلها
به هر یک از تو پیکانی نشسته دانه را ماند
هوش مصنوعی: قد تو مانند نخل است که میوههایش به زمین آویخته شدهاند. دلها به تو علاقه دارند و هر کدام از تو یک تیر از عشق را در دل دارند که مانند دانهها به آن چسبیده است.
کهن افسانه ای گویند خلق از لیلی و مجنون
کنون حال من و تو راست آن افسانه را ماند
هوش مصنوعی: میگویند که مردم داستانی قدیمی دارند دربارهی لیلی و مجنون. حال من و تو هم شبیه به آن افسانه است.
خوشا با هندوی زلفت فکندن پنجه در پنجه
درین سودا دلم صد شاخ گشته شانه را ماند
هوش مصنوعی: چه خوب است که با آن زلفهای شگفتانگیزت در هم آمیزم؛ در این عشق، دلم به اندازهای پُر از شوق شده که مانند شانهای پر از شاخ و برگ به نظر میرسد.
زبس کز مهر هر کس در غمت برداشت دل جامی
میان آشنایان چون فتد بیگانه را ماند
هوش مصنوعی: هر کس از محبت تو در غمات دلش را پر میکند، هنگامی که در میان آشنایان قرار گیرد، بیگانهای که در این فضا حضور دارد، مانند کسی است که احساس غربت میکند.