برگردان به زبان ساده
تیر مژگان کان دو چشم خوابناک انداختند
در دل عشاق محنت دیده چاک انداختند
هوش مصنوعی: نگاه فریبنده و زیبای چشمهای خوابآلود موجب جراحت دل عاشقان شده است. این نگاهها سبب درد و رنج در دل آنها شده و غم و اندوه را برایشان به ارمغان آورده است.
نقد دل نامد به کف گرچه پی آن گمشده
آن رخ و زلف غبارآلوده خاک انداختند
هوش مصنوعی: دل و احساسم نتوانست به دست آورم، هرچند که برای یافتن آن موجود گمشده، چهره و موهایش را در غبار خاک ریختهام.
بویی از میخانه زد بر ساکنان صومعه
جویها در صحن آن کندند و تاک انداختند
هوش مصنوعی: بوی خوش می از میخانه به ساکنان صومعه رسید و آنها در صحن صومعه، جویهایی ایجاد کردند و تاک هایی را کاشتند.
کم طلب اشک نیاز از دیده آلودگان
زانکه این گوهر به دامنهای پاک انداختند
هوش مصنوعی: نخواهم از افرادی که درگیر آلودگی و گناه هستند، اشک و نیازی طلب کنم. چرا که این گوهر و ارزش، تنها در دامن کسانی که پاک و خالص هستند قابل دریافت و حفظ است.
شد دو چشمت غمزه زن در خاک و خون غلطید دل
مرغ مسکین را به زخمی در طپاک انداختند
هوش مصنوعی: چشمهایت مانند تیر زدن در دل من آسیب رسانده و باعث غم و اندوه شدهاند. دل بیچارهام، مانند پرندهای مجروح، به خاطر زخمهایی که دیده، در درد و رنج به سر میبرد.
بر مغان بویی زد از لعل لب میگون تو
صیت میخواری درین دیر مغاک انداختند
هوش مصنوعی: بوی عطر لبهای سرخ تو بر میگساران پیچیده و نام میخواریات در این خانۀ تاریک و دلگیر به گوش میرسد.
دست زد جامی به مسکین صولجان آن سوار
همچو گویش سر به میدان هلاک انداختند
هوش مصنوعی: یک سوار به مسکینی که جامی به دست داشت ضربهای زد و او را به زمین انداخت، مانند اینکه گوی را به میدانی پرتاب کرده باشند که به نابودی منتهی میشود.