برگردان به زبان ساده
عاشقم اما نمی گویم کجا
بیخودم لیکن نمی دانم چرا
هوش مصنوعی: من عاشق هستم اما نمیگویم، نمیدانم چرا به این حالت دچار شدهام.
بیخودم زان می که آن را نیست جام
عاشقم جایی که آنجا نیست جا
هوش مصنوعی: من بیدلیل عاشقم و در حالی که اهل میخوارگی نیستم، به جایی تعلق دارم که وجود ندارد و ناممکن است.
حبذا زان می که از یک جرعه ساخت
از وجود خویشتن فانی مرا
هوش مصنوعی: چه خوب است که آن می، با یک جرعهای، من را از وجود خودم فانی کند.
ساقیا یک جرعه دیگر ببخش
تا شوم فانی ز پندار فنا
هوش مصنوعی: ای ساقی، یک جرعه دیگر به من بده تا از اندیشههای زودگذر و فانی رها شوم و به حالتی فراموشی برسم.
چون ز پندار فنا فانی شوم
برزنم سر از گریبان بقا
هوش مصنوعی: وقتی از اندیشههای زودگذر و فنا برخواهم گشت، بهطور کامل از دنیای باقی جدا میشوم.
عشق بازم با تو فارغ آمده
از خیال غیر و پندار سوا
هوش مصنوعی: عشق دوباره با من است و از هر خیال دیگری و تفکرهای بیهوده آزاد شدهام.
بلکه من هم از میان بیرون روم
جامی آسا با تو بگذارم تو را
هوش مصنوعی: من نیز از میان بیرون میآیم تا جامی با تو بگذارم.