برگردان به زبان ساده
می زند راه دلم شکل سهی بالایی
که نمی بینمش از سروقدان همتایی
هوش مصنوعی: دل من راهی را میرود که شبیه به زیبایی دلنواز است، اما نمیتوانم او را ببینم، حتی از انسانهای بلندقد هم شباهتی ندارد.
همچو گل ظاهرش از صفحه عارض لطفی
همچو مه لایحش از لوح جبین سیمایی
هوش مصنوعی: مثل گل، چهرهاش بر اساس محبت و لطافتش جلوهگری میکند و همانند ماه، زیباییاش از پیشانیاش نمایان است.
در صف تنگ قبایان و تنک پیرهنان
دیده حاسد ازو دور عجب رعنایی
هوش مصنوعی: در میان جمعیت کمجا و با لباسهای تنگ، چشمان حسود از زیبایی او دور است و در حیرت ماندهاند.
همه پروانه شمع رخ اویند ولی
نیست از نخوت خوبی به کسش پروایی
هوش مصنوعی: همه پروانهها به دور شمع زیبایی او میچرخند، اما هیچکس به خاطر زیباییاش نسبت به خودشیفتگیاش حسادت نمیکند.
خلوت من شود از پرتو رویش روشن
گر مددگار شود همت روشن رایی
هوش مصنوعی: با نور چهرهاش، اتاق من روشن میشود و اگر ارادهای قوی داشته باشم، میتوانم در دل تاریکیها کمک بگیرم و راه را پیدا کنم.
زآستانش به سفر پای من از جا نرود
نیست در شهر چو من عاشق پابرجایی
هوش مصنوعی: هرگز از درگاه محبوب دور نمیشوم و هیچکس همچون من در این شهر به عشق پایدار نیست.
جامی از مس وجود تو چه حاصل چو بر آن
کیمیایی نکند تربیت دانایی
هوش مصنوعی: اگر وجود تو مانند یک جام مسی باشد، چه فایدهای دارد اگر دانایی و خردی بر آن افزوده نشود؟