برگردان به زبان ساده
به سوی خویش مرا رخصت گذر ندهی
وگر به خود گذرم فرصت نظر ندهی
هوش مصنوعی: به من اجازه نمیدهی که به سمت تو بیایم و اگر هم به خودم برسم، فرصتی برای نگریستن به تو پیدا نمیکنم.
خوشم بدین که به دریوزه بر درت گذرم
مراد خاطر من گر دهی و گر ندهی
هوش مصنوعی: من از این خوشحالم که در آستان درگاه تو منتظر هستم. حتی اگر به خواستهام پاسخ دهی یا ندهی، این برای من مهم است.
بهای بوسه نهی نقد جان چه خوش باشد
کزین معامله با دیگران خبر ندهی
هوش مصنوعی: بهای یک بوسه برابر با جان آدمی است و چه خوب است اگر در این معامله با دیگران حرفی نزنی و راز نگهداری.
گهی که بخش کنی غم خدا جزات دهاد
اگر نصیب من از جمله بیشتر ندهی
هوش مصنوعی: گاهی که خداوند غم را برطرف کند، پاداشی به تو میدهد. اگر از نعمتها چیزی بیشتر از دیگران به من نرسانی، اشکالی ندارد.
مباد کس که به خواب آیدت ازان ناله
که شب ز ناله من تن به خواب درندهی
هوش مصنوعی: مبادا کسی به خواب تو بیاید از صدای ناله که من در شب میزنم، نالهای که باعث میشود خواب هم وحشتناک شود.
به قد تو نخل تر و تازه ای و لب رطب است
عجبتر آنکه به ما غیر خار بر ندهی
هوش مصنوعی: تو همچون نخل تازه و زیبایی و لبانت مثل خرما شیرین است، جالبتر آنکه به ما جز خار نمیدهی.
مزاج یار لطیف است جامی آن بهتر
که لب ز نطق ببندی و درد سر ندهی
هوش مصنوعی: طبیعت دوست به لطافت شبیه است. بهتر است که جز با لبخند و محبت از او سخن نگویی تا از درد و مشکل دور بمانی.