برگردان به زبان ساده
گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شود
چون بیایی به توام مهر دگر تازه شود
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را ببینم، داغ دل من دوباره تازه میشود و وقتی تو بیایی، محبت نسبت به تو نیز دوباره جان میگیرد.
تازه شد خط و رخت از دم روشن نفسان
چون گل و سبزه که از باد سحر تازه شود
هوش مصنوعی: چهره و لباس تو با نسیم ملایم جان بخش، مانند گل و چمنی که در صبح زود از وزش باد روحی تازه میگیرند، جان تازهای پیدا کرده است.
تا شنیدم که بود عشق هنر هر نفسی
در دلم داعیه کسب هنر تازه شود
هوش مصنوعی: وقتی فهمیدم که عشق، هنر را در هر نفسی به همراه دارد، در قلبم دوباره تمایل و اشتیاقی به یادگیری هنر تازهای به وجود آمد.
سویم از خاک در خویش غباری بفرست
که ازان سرمه مرا نور بصر تازه شود
هوش مصنوعی: از خاک خودت برای من ذرهای غبار بفرست، تا با آن سرمه چشمانم تازه شود و بیناییم بهتر گردد.
بس که از جور رقیبان درت در رنجم
هر دم از کوی توام عزم سفر تازه شود
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستم رقیبان، هر لحظه از درد و رنجی که از دوری تو میکشم، تصمیم میگیرم که به سفر بروم و از جایی دیگر به دنبال آرامش باشم.
دیده را شد ز غبار خط سبزت مژه تر
چون لب جوی که از سبزه تر تازه شود
هوش مصنوعی: به خاطر خط سبز تو، چشمانم پر از اشک شده است، مانند لب جوی که از سبزه تازه و سرسبز میشود.
جامی اینسان که کند شرح نظربازی خویش
زود ازو قاعده علم نظر تازه شود
هوش مصنوعی: هرکس که به بیان شکوه و زیبایی نگاه خود بپردازد، به سرعت به اصول و قواعد جدیدی از علم و بصیرت دست پیدا میکند.