برگردان به زبان ساده
دلم به ماه تمام از رخت عبارت کرد
هلال گفت و به ابروی تو اشارت کرد
هوش مصنوعی: دل من دربارهی زیبایی ماه کامل صحبت میکند و هلال ماه به ابروی تو اشاره میکند.
غلام نرگس مستانه توام که نگاه
به تاج حشمت شاه از سر حقارت کرد
هوش مصنوعی: من بنده و عاشق نرگس زیبا و مست تو هستم، چرا که حتی نگاه به تاج و شکوهمندی شاه نیز از روی حقارت به نظر میرسد.
رسید از تو به دلخستگان بشارت قتل
چه عیشها که دل از ذوق این بشارت کرد
هوش مصنوعی: خبر رسید که دلخستهها را از بهبود وضعیتشان آگاه کنند. چه شادیهایی که دلها به خاطر این خبر خوش بهوجد آمدند و شاد شدند.
خیال غبغب تو از شراب کافوری
ز جان سوخته تسکین صد حرارت کرد
هوش مصنوعی: تصور غبغب تو مثل شراب کافوری، از جان سوختهام آرامشی به همراه آورد و دردهای زیادی را تسکین داد.
خراب بود کهن کاخ عیش ساقی دور
ز لای خمکده تجدید این عمارت کرد
هوش مصنوعی: ساقی، در دورانی که کاخ خوشی و عیش و نوش قدیم خراب شده بود، با نوشیدنیاش دوباره این بنا را نو و آباد کرد.
هزار مشعله نور دید سر به فلک
کسی که کشته مهر تو را زیارت کرد
هوش مصنوعی: کسی که عشق تو را در دل دارد و به دیدار آن میرود، در حقیقت به روشنی و نور زیادی دست پیدا میکند و مانند هزاران شعله نورانی میشود.
رسید لشکر عشق توأم به ملک وجود
ز علم و فضل و ادب هرچه یافت غارت کرد
هوش مصنوعی: لشکر عشق تو به دنیای وجود من وارد شد و از هر چیز که به علم، دانش و ادب مربوط میشد، بهرهبرداری کرد و آن را برداشت.
خرید سفله به علم و عمل بهشت نه دوست
زهی خسارت طبعی که این تجارت کرد
هوش مصنوعی: کسی که به علم و عمل خود ارزش ندهد و فقط به دنبال مال و دنیا برود، بیحکمت است و زیان میکند. این فرد تجارت نادانستهای کرده است که به هیچ کس سودی نرسانده و تنها به آسیب خود افزوده است.
نشد نشیمن جامی حریم میکده مفت
به نقد و نسیه دنیا و دین اجارت کرد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که نتوانسته است در میکده (محل تجمع عاشقان و حقیقتجویان) آرامش و سکونتی پیدا کند. او بیان میکند که همه چیز دنیا و دین را برای دست یابی به این سکونت و حریم ارزشمند به دیگران اجاره داده است، اما همچنان به آنچه که میخواهد نرسیده است.