برگردان به زبان ساده
ای که جز قتل محبان هنری نشناسی
قم سریعا و خذالسیف فهذا رأسی
هوش مصنوعی: ای کسی که جز کشتن عاشقان هیچ هنری نداری، به سرعت بیا و شمشیر را به من بده، زیرا این سر من است.
بس که با وحشت عشق تو دلم خوی گرفت
کلما اوحشنی زاد به استیناسی
هوش مصنوعی: به قدری از عشق تو دلم پر از ترس و ناامنی شده که هر بار که دلتنگی به سراغم میآید، این احساس وحشت بیشتر و بیشتر میشود.
قصه حلقه زلفت که عبیرافشان است
مذ تنفست بها قد عطرت انفاسی
هوش مصنوعی: داستان حلقههای زلف تو که به اندازهای جذاب و دلرباست، همچون عطر و بویی است که از نفس تو برمیخیزد.
لاف جمعیت دل میزنی ای شیخ ولی
پای تا فرق همه تفرقه و وسواسی
هوش مصنوعی: ای شیخ، تو در جمعیت دلها صحبت از وحدت میکنی، اما خودت از سر تا پا در تفرقه و شک و تردید غرق شدهای.
چند دعوی که چو خاصان شدهام شهره شهر
شهره شهر نیی سخره عام الناسی
هوش مصنوعی: من چندین ادعا دارم که به خاطر ویژه بودنم در بین مردم مشهور شدهام، اما در عین حال این شهرت و ویژه بودن باعث شده که برخی مرا به سخره بگیرند و بیاهمیت تلقی کنند.
این همه باد که از عجب تو را در رگ و پی
میرود در عجبم کز چه نمیآماسی
هوش مصنوعی: این همه هیاهو و دلشورهای که به خاطر شگفتیهای تو در وجود من پیچیده است، باعث تعجبم است که چرا تو هیچگاه به خودت نمیپردازی و تغییری نمیکنی.
جمع کردی نجسی چند به جاروب فریب
به خدا بهتر ازین کار بود کناسی
هوش مصنوعی: تو با استفاده از جاروب فریب، کثیفیهای زیادی را جمع کردهای؛ به خدا قسم، این کار از این بهتر بود که سعی کنی بر خدا تکیه کنی و به اصلاح خود بپردازی.
تا ز سرچشمه عرفان نخوری آب حیات
مردهای گر به مثل خضر و گر الیاسی
هوش مصنوعی: اگر از چشمه عرفان نوشی نداشته باشی، حتی اگر همانند خضر و الیاس باشی، به نوعی مردهای.
محتسب روبه وقت است اگر از حیله و مکر
حمله شیر کند جامی ازو نهراسی
هوش مصنوعی: محتسب یا نگهبان در زمان مناسب عمل میکند، و اگر با فریب و نیرنگ مواجه شود، همچون شیر به او حملهور میشود و از او ترسی ندارد.