برگردان به زبان ساده
دل ز مهر دیگران برداشتی
در دل ما مهر دیگر کاشتی
هوش مصنوعی: شما محبت و علاقهتان را از دیگران برداشتید، اما در دل ما عشق و محبت دیگری را نشاندید.
در چه افکندی دلم را زان ذقن
از جفا مویی فرو نگذاشتی
هوش مصنوعی: دل مرا به چالش انداختی و از روی ستم، حتی یک رشته مو هم از من نگذاشتی.
شمع رخ کردی نهان از آه من
آه من باد هوا انگاشتی
هوش مصنوعی: شمعی که رخسار زیبایت را پنهان کردهای، به آه من توجهی نکردی و گویی من برای تو فقط باد هوا بودم.
طعن خودرایی زدی بر عاشقان
عاشقان را همچو خود پنداشتی
هوش مصنوعی: تو با بیخیالی خود به عاشقان طعنه زدی و آنها را همچون خودت تصور کردی.
خوش شد از جنگ تو وقت من مگر
گیرمت در بر به وقت آشتی
هوش مصنوعی: من از جنگ و نزاع تو خوشحال شدم، اما امیدوارم در زمان صلح تو را در آغوش بگیرم.
نوبت شاهی زدی در ملک حسن
ز آتش دلها علم افراشتی
هوش مصنوعی: در سرزمین زیبایی، تو با شور و شوقی که از دلهای ملتهب برمیخیزد، به قدرت و سلطنت رسیدی.
جامی آخر کشته تیغش شدی
سر در آن کردی که در سر داشتی
هوش مصنوعی: تو با تیغ عشق او کشته شدی و به همین خاطر به چیزی که همیشه در دل داشتی، رسیدی.