برگردان به زبان ساده
ساختم چشم راست بهر تو جای
راست شد جا کرم نمای و درآی
هوش مصنوعی: چشم راست من را به خاطر تو ساختم تا در آنجا، که مکان توست، رحمتت را نشان دهی و وارد شو.
کهنه شد دور ماه و نوبت توست
ز ابروی خود مه نوی بنمای
هوش مصنوعی: زمان گذشته و حالا نوبت تو است که با زیبایی و ابرویت همچون ماه نو، خودت را نشان بدهی.
کرده ام از دو دیده پای و ز اشک
می روم در رهت پر آبله پای
هوش مصنوعی: من از چشمهایم به جای پا، گام برداشتهام و با اشکهایی که ریختهام، در راه تو پایم پر از زخم و آبلـه شده است.
گریه ام در گلو گره شده است
تیغ بردار و این گره بگشای
هوش مصنوعی: احساس بغض و اندوهی در من جمع شده است، مثل این است که در گلویم گره خورده. حالا میخواهم که این دشواری و گره را با تیزی و قدرتی برطرف کنی.
فرق من تا قدم ربوده توست
صبر و هوشی که مانده هم بربای
هوش مصنوعی: بین من و تو فاصلهای است که به خاطر صبر و هوشیاریام به وجود آمده است، اما اگر تو بخواهی، میتوانی آن را هم از من بگیری.
تیغت از خون هر که گیرد رنگ
زنگ آن را به قتل من بزدای
هوش مصنوعی: تیغ تو که به خون هر کس رنگ میگیرد، باید آن را برای کشتن من به کار ببری.
محتسب را نماند باد بروت
ریش قاضی کنید می پالای
هوش مصنوعی: محتسب را از بادی که روی ریش قاضی میوزد، در امان نگهدارید.
راه تقوا چه سان رود جامی
مانده از جام درد در گل و لای
هوش مصنوعی: راهی که به تقوا و پرهیزگاری میانجامد چگونه ادامه مییابد، در حالی که تنها چیزی که از درد و رنج بهجا مانده، گلی آلوده است.