برگردان به زبان ساده
لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پی
عشق می گویم و جان می دهم از لذت وی
هوش مصنوعی: لذت عشق به عمق وجودم نفوذ کرده و من به خاطر این عشق، از دل و جانم سخن میگویم و آمادهام تا از این لذت جان بدهم.
ذکر توبه مکن ای شیخ که با باده فروش
کرده ام عهد که دیگر نکنم توبه ز می
هوش مصنوعی: ای شیخ، درباره توبه صحبت نکن که من با دکاندار شراب پیمانی بستهام که دیگر هرگز به توبه از نوشیدن نمیپردازم.
همت از پیر مغان خواه که از خود برهی
جز بدان بدرقه مشکل شود این مرحله طی
هوش مصنوعی: از پیر مغان (رهبر روحانی) کمک بگیر و با او همت کن، زیرا که با این کار میتوانی از خودتان رها شوی. اگر به او توجه نکنی و تنها بر تلاشهای خود تکیه کنی، عبور از این مرحله سخت خواهد بود.
یار در جان و دلم در طلبش سرگردان
سیر مجنون سوی هر وادی و لیلی در حی
هوش مصنوعی: دوست در وجودم است و قلبم به خاطر او آشفته و نگران است. مانند مجنونی که در جستجوی لیلی، به هر سو میرود و در هر وادی سرگردان است.
شعله زد آتش ما از دم می ای مطرب
این چه دم بود که امروز دمیدی در نی
هوش مصنوعی: آتش دل ما از نفس تو شعلهور شده است، ای مطرب! این نفسی که امروز در نی دمیدی، چه نفسی بود که اینقدر جانافزا بود؟
نکنی رقص که من کوه وقارم ای شیخ
پیش رندان سبک روح گرانی تا کی
هوش مصنوعی: ای شیخ، تو در کنار جوانان شاد و آزاد نرقص، زیرا من شخصیت و وقاری مانند کوه دارم. تا کی میخواهی این سنگینی و جدیت را به خود بگیری؟
جامی اوصاف می صاف نیارد گفتن
گر نه فیضش رسد از باطن خم پی در پی
هوش مصنوعی: اگرچه درباره ویژگیهای شراب صاف نمیتوان به راحتی سخن گفت، اما اگر لطفش از عمق ظرف به ما برسد، میتوانیم آن را درک کنیم.