برگردان به زبان ساده
کی بود جانم ز بند غم رهایی یافته
دیده از دیدار جانان روشنایی یافته
هوش مصنوعی: کی قادر است که جانم از غم آزاد شود و دیدهام با دیدار محبوب روشنی یابد؟
کی بود جان فگار و سینه مجروح من
مرهم وصلی بر این داغ جدایی یافته
هوش مصنوعی: کیست که جان من را در این حال پریشان و سینهام را که از درد جدایی مجروح است، درمان کند و مرهمی برای این زخم جدایی باشد؟
کی بود زان خط جان افزای و لعل دلگشای
بخت من فیروزی و کامم روایی یافته
هوش مصنوعی: کیست که به من عزت و خوشبختی بخشید؟ آن کسی که با خط زیبا و لبخند دلنوازش، به خوشحالی و کامروایی من افزوده است.
کی بود دست من و آن طره عنبرفشان
کز نسیمش جعد سنبل عطرسایی یافته
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند بگوید که من و آن موهای خوشبو و درخشان که از نسیم وزیدنشان، خوشههای سنبل عطرآگین شده است، در کنار هم هستیم؟
رفت ازین بستان نوای عیش و برگ خرمی
خرم آن مرغی که برگ از بینوایی یافته
هوش مصنوعی: از این باغ خوشبختی و شادی صدای خوشی رخت بربست و آن پرندهای که از فقر و تنگدستی برگهایی را به دست آورده بود، دیگر در اینجا نیست.
بلبل بی صبر و دل با خار ازان در ساخته ست
کز گل این باغ بوی بی وفایی یافته
هوش مصنوعی: بلبل، که به شدت بیتاب و دلشکسته است، از خاری که در آن درخت وجود دارد، رنج میبرد. او از گلهای این باغ بوی بیوفایی را احساس کرده است.
با سریر شاهی و تاج کیانی جم نیافت
جامی آن گنجی که در کنج گدایی یافته
هوش مصنوعی: هیچکس با مقام و ثروت و تجملات نمیتواند به خوشبختی و گنج واقعی دست یابد، همچنان که فردی که در فقر و نیازمندی است، ممکن است گنجینههای ارزشمندی از عشق و رضایت را در زندگیاش بیابد.