برگردان به زبان ساده
منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
هر چه جز عشق تو ز آلایش آن پاک شده
هوش مصنوعی: من در حال حاضر در کنار عشق تو نشستهام و هر چیزی جز این عشق را از خود دور کردهام و به نوعی آن را پاک کردهام.
مرهم ریش کسانی و ازین درد مرا
سینه مجروح و دل افگار و جگر چاک شده
هوش مصنوعی: درد دل من از زخمهایی است که به جانم نشسته و در حالی که دیگران به مرهم دردهای خود میپردازند، من با قلبی شکسته و سینهای مجروح دست و پنجه نرم میکنم.
تند مخرام و ببین هر طرفی شیفته ای
فتنه بر شیوه آن قامت چالاک شده
هوش مصنوعی: با شتاب حرکت کن و ببین هر سو چگونه دلباخته و شیفته زیبایی آن اندام ظریف و چابک شدهای.
منکر عشق مشو خواجه که بدنامی عشق
همه زین هرزه روی چند هوسناک شده
هوش مصنوعی: ای معبود، منکر عشق نباش، زیرا که بدنامی عشق به خاطر این است که چهرههای زیبا و هوسران، همگی تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.
شعله در خوشه پروین زده و خرمن ماه
شرری کز دل گرمم سوی افلاک شده
هوش مصنوعی: شعلهای در خوشه ستاره پروین زبانه کشیده و آتش از دل گرم من به سوی آسمان روانه شده است.
چشم مست تو که می داشت به مردم نظری
دور ما آمده خونخواره و بی باک شده
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو که وقتی به دیگران نگاه میکرد، حالا به ما توجه کرده و باعث شده که عاشق و بیپروا شوم.
هم عنان با دگرانی تو و مسکین جامی
مانده از دور دلی بسته فتراک شده
هوش مصنوعی: تو همچون دیگران کمر بستهای و در این میان، من تنها یک جام مانده از عشق و دلی ناامید دارم.