برگردان به زبان ساده
منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده
ز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده
هوش مصنوعی: من هم مانند صبح، از شوق تو، لباس شادی به تن کردهام و اشکهایم مانند شفق، رنگین و زیبا شدهاند.
ز لطف خویش به هر جا گشاده گل ورقی
به خط سبز رخت نسخ آن ورق کرده
هوش مصنوعی: از مهربانیات، هر جا که بروی، گل و گلی بیافشاندهاید و صفحهای به رنگ سبز از زیباییات نوشتهاید که آن ورق را درآوردهاید.
به صحن باغ گذر کانچه داشت غنچه گره
گل از برای نثار تو بر طبق کرده
هوش مصنوعی: به باغ وارد شدم و دیدم که غنچهها برای تو گلهای خود را آماده کردهاند و بر روی سفرهای قرار دادهاند تا به تو هدیه کنند.
نشسته بر رخ گل شبنم است یا ز نسیم
شنیده نکهت تو وز حیا عرق کرده
هوش مصنوعی: بر روی چهره گل، شبنمی نشسته است یا اینکه به خاطر نسیم، بوی تو را شنیده و از شرم، عرق کرده است.
گل از چه خلعت خوبی به تازگی پوشید
به چشم خلق جمال تواش خلق کرده
هوش مصنوعی: گل با چه زیبایی و تازگی زینت خود را به تن کرده است، چون به خاطر زیبایی تو در چشم مردم جلوهگری میکند.
ز هستیم رمقی مانده است کی باشد
هجوم عشق تو تاراج آن رمق کرده
هوش مصنوعی: از وجود ما تنها کمی توان باقی مانده است، که معلوم نیست کی عشق تو آن اندک نیرو را نیز به تاراج خواهد برد.
حدیث عشق ز جامی شنو که شام و سحر
به کنج مدرسه تحقیق این سبق کرده
هوش مصنوعی: داستان عشق را از یک جام بشنو که در شب و روز، در گوشه مدرسه به مطالعه و تحقیق درباره این موضوع پرداخته است.