برگردان به زبان ساده
شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
سر نیاز من و آستان میخانه
هوش مصنوعی: از محیط مدرسه و خانقاه دور شدم و احساس میکنم که به آستان میخانه نیاز دارم.
صدای ذکر ریایی نمی دهد ذوقی
خوشا نوای نی و نعره های مستانه
هوش مصنوعی: صدای ذکر به شیوهی صوری و غیر واقعی، لذت بخش نیست؛ اما صدای نی و نعرههای شاد و مستانه، دلنشین و روحنواز است.
ز شیخ شهر چه می پرسی و محاسن او
که شرح آن نتواند به صد زبان شانه
هوش مصنوعی: از شیخ شهر چه میخواهی بپرسی و از ریش او که توصیف آن را حتی با صد زبان نمیتوان بیان کرد.
کجاست ساقی پیمان شکن که بفروشیم
متاع توبه و تقوا به یک دو پیمانه
هوش مصنوعی: کجاست آن کسی که پیمان را میشکند و میتواند به ما کمک کند تا توبه و تقوای خود را به قیمت چند جرعه شراب بفروشیم؟
ز عشق گوی که افسانه ای ازین خوشتر
نگفته اند درین گنبد پر افسانه
هوش مصنوعی: از عشق بگو که هیچ داستانی از این زیباتر در این جهان پر از داستانها نگفتهاند.
بسوز بال و پر سعی تا بیاسیایی
به پای شمع دل افروز خود چو پروانه
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق و هدف خود، باید تمام تلاش و انرژیات را صرف کنی، حتی اگر برای این کار نیاز باشد خودت را فدای آن کنی، مانند پروانهای که برای نور شمع جانش را میسوزاند.
ز تن پرست مجو سر اهل دل جامی
که نیست هر صدفی جای در یکدانه
هوش مصنوعی: از انسانهای تنپرست و بیخبر از دل، انتظار نداشته باش که جامی از معرفت به تو بدهند، زیرا هر صدفی گنجایش یک مروارید خاص را ندارد.