برگردان به زبان ساده
آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده
با خویشتن آمیخته وز خلق بریده
هوش مصنوعی: این پیرمرد چه تجربیاتی داشته که در خانه نشسته و از دیگران فاصله گرفته و به خود مشغول شده است.
هر تار تعلق که بریده ست ز اغیار
چون کرم بریشم همه بر خویش تنیده
هوش مصنوعی: هر رشتهای از وابستگیها و تعلقاتی که از دیگران جدا شده، مانند کرمی است که پیلهاش را به دور خود میپیچد و همه آن را به خود میسند.
خود خلق و تمنا کند از خلق رهایی
از خلق کسی چون رهد از خود نرهیده
هوش مصنوعی: انسانها به دنبال آزادی از وابستگیها و وابستگان هستند، اما کسی که واقعاً از خود و شخصیتش رهایی نیافته، نمیتواند از دیگران نیز آزاد شود.
یک بار به گردی نرسید از ره مردی
زنهار گمانش نبری مرد رسیده
هوش مصنوعی: یک بار، به گرد موجودی نرسید، از جانب یک مرد، با احتیاط و دقت، گمان نکنید که او به مقصد رسیده است.
از کعبه و از کعبه روان دم زند اما
زان قافله بانگ جرسی هم نشنیده
هوش مصنوعی: این شعر به این اشاره دارد که فردی به مکان مقدسی همچون کعبه میرود و از آنجا نجوای خود را سر میدهد. اما او از صدای گروهی که در آنجا حضور دارند، هیچ خبری ندارد و از جوانب دیگر زندگیاش بیخبر است. به عبارت دیگر، او در دنیای خود غرق شده و به اطرافش توجهی ندارد.
از کسب معارف شده مشعوف ز خارف
درهای ثمین داده و خر مهره خریده
هوش مصنوعی: از به دست آوردن دانش و آگاهی بسیار خوشحال شده، درهای ارزشمند را گشوده و مهرهای کمیاب خریده است.
جامی صفت جام می عشق مپرسش
کان جام ندیده ست و زان می نچشیده
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم درباره جام می عشق سؤال نکن، چرا که این جام را کسی ندیده و از آن نچشیده است.