برگردان به زبان ساده
آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه
هست بر درد دل من ماه تا ماهی گواه
هوش مصنوعی: اشکهای من به عمق دریا رسیده و نالههایم تا دورترین نقاط آسمان رفته است. تنها شاهد بر غم دل من، ماه و ماهی هستند که در کنار هم هستند.
شد معلم پیر در تعلیم خلق اما چه سود
چون ندارد ابجد عشقت درست آن طفل راه
هوش مصنوعی: معلم سالخورده در آموزش مردم کوشید، اما نتیجهای ندارد؛ زیرا عشق تو را نمیداند و آن کودک راه درست را نمیشناسد.
بعد ایامی که می بینم رخت پیش نظر
گاه آب دیده مانع می شود گه دود آه
هوش مصنوعی: بعد از مدتی که میگذرد، وقتی به تو نگاه میکنم، اشکهایم مانع دیدن تو میشود و تنها عواطفی چون دود و آه را احساس میکنم.
خاک پایت را نگه می دارد از رویم رقیب
آن سیه رو هیچ روی من نمی دارد نگاه
هوش مصنوعی: خاک پای تو مرا از چشم رقیب حفظ میکند، چرا که او هیچگاه نمیتواند به من بنگرد.
افتم از شوقت من گریان به پای سرو و گل
غرقه گشتم می زنم دستی به هر شاخ گیاه
هوش مصنوعی: به خاطر عشقم به زیباییهای طبیعت، بر زمین افتادهام و با اشکهایم در کنار درختان و گلها غرق شدهام. به هر گیاهی که میبینم، دستی میزنم و با آن ارتباط برقرار میکنم.
جان شیرین گفتم آن لب را ز من تلخ آمدش
گر پذیرد عذرم اکنون هستم از جان عذرخواه
هوش مصنوعی: میگوید وقتی که سخن از دل شیرینم به آن لب میگویم، تلخی آن را حس میکند. اما اگر او عذر من را بپذیرد، هماکنون از جان خود بابت این موضوع عذرخواهی میکنم.
نیست جامی را جزا با این همه دعوی مهر
زان رخ نیکو جز آهی احسن الله جزاه
هوش مصنوعی: هیچ جامی وجود ندارد که به خاطر این همه ادعای عشق و محبت، جز آهی برای زیبایی آن چهره نیکو پاداش دهد.