برگردان به زبان ساده
ای جاودان به صورت اعیان برآمده
گاهی نموده ظاهر و گه مظهر آمده
هوش مصنوعی: تو ای نماد جاودان که گاهی به صورت عینی ظاهر میشوی و گهگاه خود را به نمایش میگذاری.
از روی ذات طاهر و مظهر یکی ست لیک
در حکم عقل این دگر آن دیگر آمده
هوش مصنوعی: هرچند که ذات پاک و مظهر حقیقی یکی هستند، اما از نظر عقل و در حکم آن، این دو را متفاوت و جدا از هم میدانند.
بی صورت است عشق ولی عشق صورتش
غالب شده به کسوت صورت درآمده
هوش مصنوعی: عشق ذاتاً بیچهره و نامشخص است، اما به شکلی که نشان میدهد، غالب شده و در قالب ظاهری در آمده است.
معروف عارفان ست به هر صورتی که هست
در چشم منکران چه غم از منکر آمده
هوش مصنوعی: عارفان به هر شکلی که باشند مشهور و شناخته شدهاند، اما برای آنهایی که انکار میکنند، اهمیتی ندارد که چه بر من گذشته است.
در موطن ظهور و بطون نیست غیر او
هر چند کز ظهور و بطون برتر آمده
هوش مصنوعی: در محل ظهور و پنهان، جز او هیچکس وجود ندارد، هرچند که از ظهور و پنهان بالاتر آمده است.
گاهش کشیده جاذبه عاشقی عنان
با داغ عاشقان بلاپرور آمده
هوش مصنوعی: گاه برای عاشقان، کشش و جذابیت عشق به قدری شدید است که آنها را به سمت خود میکشد، حتی اگر این عشق با درد و رنج همراه باشد.
گاهش گرفته جلوه معشوقی آستین
بر شکل دلبران پری پیکر آمده
هوش مصنوعی: گاهی اوقات معشوق با زیباییهایش جلوهگری میکند و آستینهایش را به آرامی بر روی چهره دلبران پریچهره میزند.
یکجا نشسته بر سر صدر جلال و جاه
وز جمله سروران جهان بر سر آمده
هوش مصنوعی: در یک مکان، فردی با مقام و عظمت بالا نشسته است و از میان تمامی بزرگان جهان، برتری و سربلندی یافته است.
یکجا فکنده خرقه فقر و فنا به دوش
محتاج وار حلقه زنان بر در آمده
هوش مصنوعی: شخصی با حالتی نیازمند و درویشوار، لباس ساده و کهنهای به دوش دارد و در حالی که حلقهای در دست دارد، در کنار در منتظر است.
هر جا پی نظاره ستاده ست منتظر
منظور هم خود است که بر منظر آمده
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنی، در واقع در انتظار چیزی هستی و خود آن چیز هم به خاطر تو در آنجا حضور دارد.
بنموده روی بهر تماشای عاشقان
وانگه گشاده چشم و تماشاگر آمده
هوش مصنوعی: به نمایش گذاشتن چهرهاش برای دیدن عاشقان، و سپس چشمش را گشود و تماشاگران آمدند.
همراه وحی گشته و روح القدس شده
پیغام خود رسانده و پیغمبر آمده
هوش مصنوعی: پیام خداوند با روح مقدس همراه شده و پیامبر برای انتقال آن آمده است.
بحری ست متفق که ز اوصالف مختلف
باران و قطره و صدف و گوهر آمده
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که دریا یک منبع مشترک است که از آن مواد و پدیدههای مختلفی مانند باران، قطره، صدف و گوهر به وجود میآید. همه اینها به نوعی از یک اصل و منبع واحد نشأت گرفتهاند، هرچند که هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند.
بیرون ز عشق و عاشق و معشوق هیچ نیست
این هر دو اسم مشتق و آن مصدر آمده
هوش مصنوعی: بیرون از عشق و روابط عاشق و معشوق، هیچ چیز دیگری وجود ندارد. این دو واژه تنها نامهایی هستند که از یک منبع اصلی گرفته شدهاند.
مشتق چو نیک درنگری عین مصدر است
کاندر صفات ظاهر خود مضمر آمده
هوش مصنوعی: اگر به دقت به مشتق بنگری، متوجه میشوی که در واقع همان معنای منبع خود را دارد، زیرا در ویژگیهای ظاهریاش، معنا و مفهوم اصلی آن نهفته است.
نشکفته است جز گل وحدت به باغ عشق
هر چند گاهی اصفر و گه احمر آمده
هوش مصنوعی: در باغ عشق، تنها گل وحدت به بار نشسته است و هر از گاهی رنگهای مختلفی به خود میگیرد، گاهی زرد و گاهی قرمز.
جامی ندید رنگی ازان گل عجب مدار
کز غم کبود جامه چو نیلوفر آمده
هوش مصنوعی: هیچ کس رنگی از آن گل شگفتانگیز ندیده است، پس جای تعجب نیست اگر کسی به خاطر غم خود، همچون نیلوفر، لباس کبود بر تن کرده باشد.