برگردان به زبان ساده
آن سرو که شادند جهانی به غم او
هر سو که خرامد سر ما و قدم او
هوش مصنوعی: آن درخت زیبا و خوشنواز که همه جا به خاطر ناراحتیاش غمگین هستند، هر جا که میرود، سرما و قدمش را به همراه دارد.
باشد ستم از یار کرم شکر که بگذشت
در حق من خسته دل از حد کرم او
هوش مصنوعی: اگرچه یار من دور از انصاف است و به من ستم میکند، اما من از لطف و بزرگی او گذشتهام و صبر کردهام، چون دل شکستهام نمیتواند بیشتر از این تحمل کند.
بر لوح دلم صورت خط تو رقم زد
آن کس که روا نیست خطا بر قلم او
هوش مصنوعی: آن کسی که هرگز در نوشتن اشتباه نمیکند، تصویری از خط تو را بر دل من نقش کرد.
آه ار نکشم سوز درون هست که آتش
آخر نشود گرچه نشیند علم او
هوش مصنوعی: اگر آهی نکشم، آتش درونم همچنان وجود دارد و هرگز خاموش نخواهد شد، هرچند که او خود را از نظر علمی نشان ندهد.
هر دم رسدم زخمی ازان غمزه بی رحم
شرمنده ام از مرحمت دمبدم او
هوش مصنوعی: هر لحظه دلی از غمزهی بیرحم او میآزارم، و هر بار بخاطر لطف و مهربانی او شرمنده میشوم.
بیت الحرم ماست درش چند نشینیم
محروم ز احرام حریم حرم او
هوش مصنوعی: ما در خانه کعبه هستیم، اما چه زمانی میتوانیم در آن وارد شویم؟ ما از احرام و حریم این مکان مقدس محروم هستیم.
جامی ز غم عشق تو گر مرد غمی نیست
پیداست چه خیزد ز وجود عدم او
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر درد عشق تو بمیرد، غمی ندارد. زیرا از وجود او چیزی به نمایش درنخواهد آمد.