برگردان به زبان ساده
یارب از جانم ببر مهر مه رخسار او
یا به هر یک چند روزی کن مرا دیدار او
هوش مصنوعی: ای خدای من، جانم را به خاطر عشق و زیبایی صورت محبوبم بگیر، یا دستکم به من اجازه بده که هر چند روز یک بار او را ببینم.
سوخت جانم از سموم هجر کو آن دولتم
تا بیاسایم دمی در سایه دیوار او
هوش مصنوعی: دل من از درد جدایی میسوزد، کاش ای کاش جایی داشتم که بتوانم لحظهای در سایه دیوار او استراحت کنم و آرامش یابم.
ره چه پیمایم به کوی زهد چون خواهد زدن
بار دیگر راه من لطف قد و رفتار او
هوش مصنوعی: من برای رفتن به مکان پرهیزگاری چه راهی را برگزینم، وقتی که او دوباره با زیبایی و رفتار خود به من توجه خواهد کرد؟
شد سرم در ره شکاف از زخم نعل توسنش
مرهم آن چیست سم مرکب رهوار او
هوش مصنوعی: سر من به خاطر زخم ناشی از سم اسب تو شکافته شده است. حالا درمان این زخم چیست در حالی که سم آن اسب تندرو است؟
عاشق مهجور را بر رخ روان آن اشک نیست
می رود خونابه ای از سینه افگار او
هوش مصنوعی: عاشق دور از معشوقش بر چهرهاش آبی ندارد، اما از دل غمگینش به جای اشک، خونابهای جاری میشود.
کوهکن را صوت جان افزای مطرب گو مباش
کارغنون ساز است کوه از ناله های زار او
هوش مصنوعی: کوهکنی که صدای دلانگیز مطرب را میشنود، نباید به این کار مشغول شود؛ زیرا نالههای غمانگیز او همانند کوهی است که از صدای زخمیاش متلاطم میشود.
کار جامی در هم از انکار اهل درد شد
ناصحا بر خویش رحمی کن مکن انکار او
هوش مصنوعی: کار جامی بر اثر انکار افراد دردکشیده به هم ریخته است. ای نصیحتگر، بر خود رحم کن و از انکار او دست بردار.