برگردان به زبان ساده
برون ران ای سوار شوخ و قلب صد سپه بشکن
برافکن برقع از رخسار و قدر مهر و مه بشکن
هوش مصنوعی: ای سوار شاداب، با شجاعت از میدان خارج شو و دلهای پرقدرت را بشکن. حجاب از چهره برکن و زیبایی خورشید و ماه را نشان بده.
گرفتی کشور جانها به سلطانی علم برکش
تو را شد لشکر دلها سپاه پادشه بشکن
هوش مصنوعی: تو با علم و دانش خود توانستی دلها را به سمت خود جلب کنی و مانند یک پادشاه بر آنها سلطه پیدا کردی. حالا از این قدرت و نفوذ بهره ببر و به هدفهای بزرگتری دست یابی.
گشاد کار ما خواهی لب شکرفشان بگشا
شکست حال ما جویی سر زلف سیه بشکن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مشکلات ما حل شود، با لبهای شیرین و جذابت را بر روی دلمان بگشایی. حال ما را با زیباییهای خود بشکن و در این راه، موهای سیاهت را به هم بریز.
به حسن خویش نازد مهر از بهر خدای ای مه
مپوش آن عارض و بازار او هر چاشتگه بشکن
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، تو به زیباییات میبالیدی و عشق بدان سبب خداوند را شکر میکنی. چرا عارض (چهره) خود را میپوشانی؟ هر روز صبح باید زیباییهایت را به نمایش بگذاری و دلها را شاد کنی.
مرا آن شکل قلاشانه کشت آوه نمی دانم
که فرمودش که دامن بر زن و طرف کله بشکن
هوش مصنوعی: من نمیدانم چرا آن شکل خاص مرا کشته است، اما کسی به او گفته که دامن را بلند کند و جانب سر را بشکند.
سرم خود را برابر داشت با گوی تو تا دانی
بزن چوگان و چون گویش جزای این گنه بشکن
هوش مصنوعی: من سرم را به اندازه گوی تو بالا آوردم تا بدانی که در بازی چوگان چگونه بزنم و اگر گوی شکست، جزای این خطا را نیز بپذیر.
ز جام لعل او جامی ازین پس بازگو رمزی
اساس زهد شیخ و عهد پیر خانقه بشکن
هوش مصنوعی: از جام زیبای او، دیگر جامی نمینوشم. الآن قصد دارم رمزی را بگویم که اساس زهد و وقار شیخ و قول و قولنامهی پیر خانقاه را بشکنم.