برگردان به زبان ساده
ز نعل مرکب تو بر زمین نشان دیدن
خجسته تر که مه نو بر آسمان دیدن
هوش مصنوعی: دیدن نشانههایی که از نعل مرکب تو بر زمین باقی مانده است، از دیدن ماه نو در آسمان خوشایندتر است.
به شب مهی و به روز آفتاب چهره مپوش
که جز به روی تو مشکل بود جهان دیدن
هوش مصنوعی: در شبهای روشن و روزهای آفتابی، چهرهات را پنهان نکن، زیرا جز با دیدن تو، تماشای جهان دشوار است.
خوش است دل به ملاقات رهروان درت
چه چیز گمشده را به ز کاروان دیدن
هوش مصنوعی: دیدن رهروانی که به سوی تو میآیند، لذتی دارد. چه چیز ارزشمندی را میتوان با دیدن کاروانیان از دست داد؟
ز بس که سینه به ناخن همی کنم ز غمت
توان ز چاک گریبانم استخوان دیدن
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهم، آنقدر سینهام را میخراشم که از چاک پیراهنم، استخوانهای بدنم را میبینم.
به جست و جوی میانش کمر مبند ای دل
که جز خیال محال است ازان میان دیدن
هوش مصنوعی: ای دل، دست از تلاش برای پیدا کردن حقیقت او بردار، چرا که تنها چیزی که میتوانی ببینی، خیال و توهمی از آن است و نه واقعیت.
شدم ز دست چو آن مه عنان کشیده رسید
که راست طاقت آن دست و آن عنان دیدن
هوش مصنوعی: وقتی که او چهرهاش را نشان داد و به سوی من آمد، احساس کردم که دیگر از عهده تحمل زیبایی و شکوه او برنمیآید.
چنان ز شوق تو جامی گداخت کز دل او
چو می ز جام خیال لبت توان دیدن
هوش مصنوعی: از شدت شوق تو، قلبی به تپش آمده که مانند شراب از دل او میتواند تصویر لبهای تو را به نمایش بگذارد.