برگردان به زبان ساده
بیا جانا دل پر درد من بین
سرشک گرم و آه سرد من بین
هوش مصنوعی: بیا و ببین چقدر دل من پر از درد است، قطرات اشک گرم و آه سرد مرا در کنار هم حس کن.
غم مهجوری و بار صبوری
همه بر جان غم پرورد من بین
هوش مصنوعی: غم دوری و سنگینی صبر، همه بر روح من سنگینی میکند. من را ببین که چگونه تحت تأثیر این حالتها هستم.
چو جان ازگرد تن دامن فشاند
به دامانت نشسته گرد من بین
هوش مصنوعی: زمانی که روح از بدن جدا میشود، مانند دامن که به دور خود میپیچد، به تو نزدیک میشود و به نوعی نزد تو قرار میگیرد.
تنم را سیل اشک آورد سویت
خس و خاشاک آب آورد من بین
هوش مصنوعی: اشکهایم مرا به سمت تو میبرند و مانند آب، زبالهها و خاشاک به سوی من میآید.
مگو رنگی ندارد جامی از عشق
سرشک سرخ و روی زرد من بین
هوش مصنوعی: نگویید که این جام عشق رنگی ندارد؛ زیرا من در آن اشک سرخ و چهره زرد خود را میبینم.