برگردان به زبان ساده
چون مرا دولت آن نیست که دیدار تو بینم
به سر کوی تو آیم در و دیوار تو بینم
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه نمیتوانم تو را ببینم، به سراغ کوی تو میآیم و فقط دیوار و خانهات را میبینم.
من که باشم که توانم گلی از باغ تو چیدن
اینقدر بس که یکی خار ز گلزار تو بینم
هوش مصنوعی: من کیستم که بتوانم از باغ تو گلی بچینم، همین که یک خار از گلزار تو ببینم برایم کافی است.
تا شدی شهره چو خورشید همه ماهوشان را
ذره سان بی سر و پا گشته هوادار تو بینم
هوش مصنوعی: وقتی که تو به شهرت و معروفیت خورشید مانند رسیدی، میبینم که همهی ماههای زیبا و جذاب، به شکل ذراتی بدون سر و پا به دور تو میگردند و از تو پیروی میکنند.
زاهدان در هوس طوبی و اندیشه جنت
من در آن غم که چه سان قامت و رخسار تو بینم
هوش مصنوعی: زاهدان به دنبال میوهی طوبی و فکر بهشت هستند، اما من تنها در فکر این هستم که چگونه قامتی و چهرهات را ببینم.
چون به راه تو شود خاک تنم باد سلامت
چشم خونبار که باری قد و رفتار تو بینم
هوش مصنوعی: زمانی که جسم من به راه تو برود، آرزوی سلامتی برای چشمانم دارم که با اشکهای خویش، تو را به یاد آورم؛ زیرا که آرزو دارم بار دیگر قامت و رفتارت را ببینم.
تویی آن یوسف ثانی که عزیزان جهان را
جان نهاده به کف دست خریدار تو بینم
هوش مصنوعی: تو همان یوسف دومی هستی که عزیزان دنیا جان خود را به خاطر تو در دست خریداران میبینم.
نرسد هیچ کس ای جان به گرفتاری جامی
زین همه عاشق بیدل که گرفتار تو بینم
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند مانند من، که گرفتار عشق تو هستم، به این حال و روز بیفتد. من به قدری به تو وابستهام که هیچکس دیگر نمیتواند این اندازه دچار عشق شود.