برگردان به زبان ساده
بود آیا که من آن شکل همایون بینم
آن رخ فرخ و آن قامت موزون بینم
هوش مصنوعی: آیا میشود که من آن چهره زیبا را ببینم، آن صورت خوشبرخورد و آن اندام موزون را مشاهده کنم؟
زیستن دور ز روی تو نه از طور وفاست
شرمساری که دگر روی تو را چون بینم
هوش مصنوعی: زندگی کردن بدون دیدن روی تو نشانه وفا نیست، بلکه شرمندهام که وقتی دوباره چهرهات را ببینم، چگونه خواهم بود.
تا گرفته ست غمت ملک دل از خیل سرشک
هر شبی بر سپه خواب شبیخون بینم
هوش مصنوعی: غم تو به قدری در دل جای گرفته که شبها خواب آرام را از من گرفته و در هر خواب، گویی حملهای را میبینم.
باد از خنجر کین تو به صد پاره دلم
گر نه هر لحظه در او مهر تو افزون بینم
هوش مصنوعی: باد سردی که از دشمنی تو میوزد، دل مرا به هزار پاره تقسیم کرده است؛ اما با این حال، در هر لحظه عشق تو را بیشتر و بیشتر در قلبم احساس میکنم.
داشت لیلی به همه حی عرب یک مجنون
من ز تو خلق جهان را همه مجنون بینم
هوش مصنوعی: لیلی همه را با جنون خود تحت تأثیر قرار داده است و من هم به خاطر تو، تمام انسانها را دیوانه میبینم.
نیست جز عشق تو مقصود ز هر گفت و شنید
هر چه جز آن همه افسانه و افسون بینم
هوش مصنوعی: مقصود و هدفی جز عشق تو در هیچ گفته و شنیدهای وجود ندارد و هر چه غیر از این را ببینم، تنها افسانه و جادو به نظر میرسد.
شربت وصل کرم کن که ز بیماری هجر
جامی سوخته را حال دگرگون بینم
هوش مصنوعی: به من نوشیدنی بخورشید و لذت وصل را بچشان که از درد دوری، حال و روزم تغییر کرده و جانم در آتش سوخته است.